چگونه یک گفتگو را شروع کنیم؟

من با یکی از مشتریان خود در کنفرانسی بودم و همه او را می‌شناختند. او کسی بود که همه دوست داشتند هم‌صحبتش شوند. من هم فقط آدمی بودم که همراه او بود. اما اشکال نداشت… تا زمانی که او را به طرفی دیگر کشیدند. پس از آن من فقط یک آدم بودم که هیچکسی را نمی‌شناخت. و من واقعا در این آدم بودن بد عمل می‌کنم.



شروع یک صحبت دوستانه

من با یکی از مشتریان خود در کنفرانسی بودم و همه او را می‌شناختند. او کسی بود که همه دوست داشتند هم‌صحبتش شوند. من هم فقط آدمی بودم که همراه او بود. اما اشکال نداشت… تا زمانی که او را به طرفی دیگر کشیدند. پس از آن من فقط یک آدم بودم که هیچکسی را نمی‌شناخت. و من واقعا در این آدم بودن بد عمل می‌کنم.

به گزارش آلامتو به نقل از Businessinsider ؛ من را بروی صحنه جلوی هزاران آدم بگذارید که نمی‌شناسم و من مضطرب خواهم شد. اما فقط در همان ابتدا و بعد از آن احساس می‌کنم که به آنجا تعلق دارم (که البته، اگر خوب راجع به این مفهوم فکر کنید، می‌بینید تعریف خوبی از اعتماد به نفس است).

اما مرا با مشتی از افراد که نمی‌شناسم در اتاقی بیاندازید و از من انتظار ادغام شدن با آنها را داشته باشید و شرایط به کل عوض می‌شود. بلافاصله، من احساس خجالت و عدم اعتماد به نفس می‌کنم.

من از این فکر که به سمت کسانی که نمی‌شناسم قدم بردارم و شروع به گپ زدن با آنها بکنم شدیدا وحشت دارم. نه برای اینکه از آدم‌ها خوشم نمی‌آید، برای اینکه در این موقعیت واقعا از خودم خوشم نمی‌آید. من اهل بیرون رفتن نیستم، اجتماعی نیستم، برون‌گرا نیستم. بلکه خجالتی‌ترین آدم روی زمینم.

منبع  : آلامتو

برای مشاهده کامل مطب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *