جنگ تنها به زیرساختها آسیب نمیزند، بلکه روان و جان انسانها، بهویژه کودکان را مورد هدف قرار میدهد. فشارهای روانیای که کودکان در شرایط جنگی متحمل میشوند، نهتنها هویت فردی آنها را متأثر میکند، بلکه پیامدهای بلندمدتی بر آینده اجتماعی و فرهنگی یک ملت بر جای میگذارد. در چنین وضعیتی، آگاهی خانوادهها و اقدامات نهادهای مدنی در ایجاد فضایی امن و حمایتگر برای کودکان، اهمیتی حیاتی پیدا میکند.
در شرایطی که اخبار جنگ، بمباران و ناامنی به بخش جداییناپذیر از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است، کودکان بیش از هر قشر دیگری در معرض آسیبهای روانی و عاطفی قرار دارند. ذهن و روان کودک توان تحلیل و تابآوری شرایط بحرانی را بهتنهایی ندارد و در صورت بیتوجهی، این آسیبها میتوانند به اختلالات ماندگار در او منجر شوند. در چنین فضایی، خانوادهها و نهادهای مدنی، باید فضای امن و امیدوار کنندهای را برای کودکان مهیا کنند.
