گروه اقتصادی: مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات مبین در نوشتار شماره55 از نرخ بهره بین بانکی نوشت. عمدتا در دهه های اخیر، بانکهای مرکزی در اعمال سیاست پولی، نرخ بهره بین بانکی را هدفگذارى کرده و این کار را عموما از طریق خرید و فروش اوراق قرضۀ دولتی صورت میدهند. برای بانک مرکزی اوراق دولتی موضوعیت علیحده ندارد بلکه خرید و فروش اوراق اهرمی است برای تنظیم میزان عرضۀ ذخایر در بازار بین بانکی. روی کاغذ، بانک مرکزی میتواند با خرید و فروش هر نوع دارایی دیگری نیز به تنظیم بازار ذخایر مبادرت کند زیرا پرداخت او (بابت هر چیزی) به منزلۀ تزریق ذخایر به بازار بین بانکی است و دریافت او (بابت هر چیزی) به منزلۀ کاهش ذخایر؛ زیرا پول بانک مرکزی از جنس ذخیره (reserve) است.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از مجله تلگرامی مبین، اگر هدف تنظیم دقیق و روزانۀ نرخ بهره در کار نباشد (که اهیمت چندانی ندارد)، حتی وام دهی مستقیم به دولت از طریق تجهیز پروژه های اعتباری یا خاص بر اساس صلاحدید بانک مرکزی (حتی مستقل از اراده و سیطره دولت و در عین حفظ استقلال بانک مرکزی از بودجه دولت) نیز قادر به تنظیم کلی و حدودی نرخ بهره خواهد بود و به معنای تزریق ذخایر جدید است. این بدان معنی است که در طی زمان، به سبب رشد حجم نقدینگی و رشد نیاز به ذخایر که کمابیش قابل تقریب است، میتوان از این طریق میزان ورودی ذخایر را مدیریت كرد. اما در این سازوکار اجرای سیاست انقباضی ممکن نیست. مزیت مهم عملیات بازار باز غیر از قدرت تنظیم دقیق و روزانه، قابلیت اجرای سیاست انقباضی است، گرچه اقتصاد در مسیر رشد بلندمدت خود بطور خالص و متوسط نیازمند انبساط پولی یا تزریق ذخایر جدید و نه انقباض است.
