جدایی والدین همواره به معنای فروپاشی دنیای کودک نیست؛ یافتههای جدید یک مطالعه کیفی در کرمانشاه نشان میدهد که با اتخاذ رویکردهای «کمآسیب» و مداخلات مشاورهای مستمر، میتوان از آسیبهای عمیق روانی، اضطراب و افسردگی در فرزندان جلوگیری کرد.
بهگزارش قدس آنلاین، طلاق برای بسیاری از خانوادهها فقط یک جدایی حقوقی یا پایان زندگی مشترک نیست، بلکه رویدادی پیچیده و دردناک است که میتواند ساختار زندگی روزمره، روابط عاطفی و احساس امنیت اعضای خانواده را دگرگون کند. این تغییر برای والدین دشوار است، اما برای کودکان اغلب به شکلی عمیقتر و طولانیتر تجربه میشود. کودکی که با جدایی پدر و مادر روبهرو میشود، ممکن است همزمان با احساساتی مانند ترس، سردرگمی، غم، خشم و ناامنی مواجه شود. از سوی دیگر، تغییر محل زندگی،ر سالهای اخیر افزایش یافته و در نتیجه شمار بیشتری از کودکان در معرض پیامدهای آن قرار دارند. طلاق والدین میتواند با مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی، احساس تنهایی، افت رفاه، کاهش اعتماد به والدین، دشواری در روابط اجتماعی و حتی برخی رفتارهای پرخطر در سالهای بعد همراه باشد. با این حال، همه طلاقها به یک اندازه آسیبزا نیستند. کیفیت رابطه والدین در هنگام جدایی و پس از آن، نحوه برخورد با کودک، میزان تعارض و وجود یا نبود حمایتهای مناسب، نقش تعیینکنندهای در شدت این آسیبها دارد. به همین دلیل، شناخت عواملی که میتواند طلاق را برای کودکان کمآسیبتر کند، نه فقط برای خانوادهها بلکه برای مشاوران و نهادهای مرتبط نیز اهمیت زیادی دارد.
