اضافه کردن حسهای بازی به محصولات، لزوما به معنای ورود تمام قواعد رویکرد گیمیفیکیشن نیست، مادران هیچ وقت یک بازی کامل و با قوانین و روشهای بعضا پیچیده را که مملو از احساسهای متفاوت و شور هیجان کامل است برای خوراندن غذا پیادهسازی نمیکنند. آنها از ایجاد یک یا نهایتا، دو تا سه حس بازی استفاده میکنند. اینجاست که تفاوت game و play خود را نشان میدهد در واقع gameها بازیهای با قواعد و ساختار کاملی هستند که بازیکنان آنها را انجام میدهند تا به لذت بازی دست یابند. اگر به پارکی نزدیک محله خود بروید میتوانید game و play را با هم و در یک قاب ببینید ، شما در پارکها کسانی را میبینید که در حال بازی تنیس روی میز، بسکتبال، والیبال و یا شطرنج هستند و در کنار آنها کودکانی را میبینید که در حال تاببازی ، سرسره بازی و یا الاکلنگ هستند. کودکان از هیچ قاعده و قانون خاصی مانند بازی تنیس یا شطرنج استفاده نمیکنند ولی آنها هم لذت میبرند ، کمتر که نه شاید بیشتر از کسانی که در حال بازی پرقاعدهای مانند شطرنج هستند. در واقع کلمه Play برای تاب و سرسره و Game برای تنیس روی میز یا شطرنج صدق خواهد کرد.
حال فرض کنید که نیاز به انتقال وجه از یک دستگاه خودپرداز دارید، به مکانی میروید که چند خودپرداز از بانکهای مختلف وجود دارد. میدانید خودپردازهای متعلق به یک بانک خاص پس از انتقال و در پشت رسید کاغذی خطوطی راهنما برای ساخت اوریگامی دارد تا شما پس از مطالعه رسید، به جای دور انداختن آن، با استفاده از آن خطوط راهنما یک کاردستی کاغذی بسازید. یا برای فرزندتان ببرید تا او از لذت ساخت اوریگامی بهرهمند شود. حال شما کدام خودپرداز را برای انجام انتقال انتخاب میکنید؟ خودپردازی که یک رسید معمولی میدهد یا خودپردازی که رسید با قابلیت ساخت اوریگامی دارد؟
