چگونه در محل کار بین کارمندان بهره وری واقعی را تقویت کنیم؟
در محیطهای کاری امروزی، کارمندی که مدام در حال تایپ کردن است، بین جلسات رفتوآمد میکند و پیوسته از فشار کاری شکایت دارد، ممکن است فردی سختکوش به نظر برسد؛ اما واقعیت گاه چیز دیگریست. برخی از کارکنان همیشه مشغول به نظر میرسند، اما دست…
«بهرهوری کاذب»؛ چگونه بین مشغولیت نمایشی و دستاورد واقعی تفاوت بگذاریم؟
به گزارش بازارکار به نقل از پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، «بهرهوری کاذب»؛ چگونه بین مشغولیت نمایشی و دستاورد واقعی تفاوت بگذاریم؟ در محیطهای کاری امروزی، کارمندی که مدام در حال تایپ کردن است، بین جلسات رفتوآمد میکند و پیوسته از فشار کاری شکایت دارد، ممکن است فردی سختکوش به نظر برسد؛ اما واقعیت گاه چیز دیگریست. برخی از کارکنان همیشه مشغول به نظر میرسند، اما دستاورد واقعیشان ناچیز یا حتی صفر است. این پدیده با عنوان «بهرهوری کاذب» (Fauxductivity) شناخته میشود؛ یعنی تظاهر به کار کردن بدون رسیدن به نتیج میگوف در اینباره میگوید:
«اگر یک کارمند مجبور شود همیشه مشغول به نظر برسد تا جدی گرفته شود، این نشاندهندهی نقص در ساختار سازمانی است، نه در عملکرد فرد.»
برای رفع این مشکل، محیط کار باید ویژگیهایی همچون موارد زیر را فراهم کند:
فرصتهایی برای بازخورد منظم و سازنده
سازوکارهایی روشن برای ارزیابی عملکرد و تقدیر از تلاشها
در یک محیط کاری سالم، کارکنان احساس میکنند که دیده میشوند و تلاشهایشان ارزشمند است. همین احساس میتواند از گرایش به رفتارهای نمایشی جلوگیری کند و بهرهوری واقعی را جایگزین بهرهوری ظاهری کند.
در زمینه «بهرهوری کاذب» و تفاوت آن با بهرهوری واقعی در محیط کار، میتوان به چند نظریه و روانشناس برجسته در حوزه روانشناسی صنعتی و سازمانی اشاره کرد که دیدگاهها و تحقیقاتشان به فهم بهتر این پدیده کمک میکند:
۱. فردریک هرزبرگ (Frederick Herzberg) – نظریه دو عاملی (انگیزشیـبهداشتی)
هرزبرگ میان عواملی که به رضایت شغلی منجر میشوند (انگیزشی)، و عواملی که صرفاً از نارضایتی جلوگیری میکنند (بهداشتی)، تفاوت قائل شد.
منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی
