چگونه جنبش‌های خیابانی آزادی را قربانی می‌کنند؟ / چه نوع اعتراضی تسهیل گر دموکراسی است؟

گروه اندیشه: داود نجفی نویسنده و مترجم و پژوهشگر در سایت پویش فکری توسعه، با نگارش مطلبی در باره ریشه یابی رابطه میان اعتراضات سیاسی و فرایند گذار به دموکراسی، نگاه ساده‌انگارانه و خطیِ «اعتراض به مثابه موتور حتمی دموکراسی» را به چالش می‌کشد.او با تکیه بر آراء چارلز تیلی و نانسی برمئو، در مطلب خود تبیین می‌کند که کنش جمعی پدیده‌ای ذاتاً دموکراتیک یا ضددموکراتیک نیست، بلکه شکلی از بسیج سیاسی است که آثار آن کاملاً تابع ظرفیت نهادهای میانجی، رفتار نخبگان و زمینه تاریخی جوامع است. در یک‌سو، اعتراضات مردمی با افزایش هزینه اقتدارگرایی، تعمیق حقوق مدنی و تغییر موازنه قدرت، بسترساز حاکمیت مردم شده‌اند. اما در روی دیگر سکه، برمئو نشان می‌دهد که چگونه اعتراضاتِ مدیریت‌نشده در غیاب احزاب و نهادهای مدنیِ قوی، با ایجاد بی‌ثباتی، رادیکالیزه‌شدن فضای سیاسی و هراس از خشونت، ادراک شهروندان را نسبت به ناکارآمدی دموکراسی تغییر می‌دهند؛ وضعیتی که تمایل جامعه به «امنیت و نظم» را جایگزین «آزادی» کرده و جاده‌صاف‌کنِ مداخلات نظامی یا ظهور اقتدارگرایی جدید می‌شود. در نهایت، متن تأکید می‌کند که مسئله اصلی، نه خودِ حضور در خیابان، بلکه نحوه تأثیر اعتراضات بر موازنه نیروها و توانایی ساختارهای نهادی در جذب و تبدیل مطالبات خیابانی به اصلاحات پایدار است. این مطلب را در ادامه می خوانید: 

۲ مرداد ۱۴۰۵ – ۱۸:۳۰

چگونه جنبش‌های خیابانی آزادی را قربانی می‌کنند؟ / چه نوع اعتراضی تسهیل گر دموکراسی است؟

گروه اندیشه: داود نجفی نویسنده و مترجم و پژوهشگر در سایت پویش فکری توسعه، با نگارش مطلبی در باره ریشه یابی رابطه میان اعتراضات سیاسی و فرایند گذار به دموکراسی، نگاه ساده‌انگارانه و خطیِ «اعتراض به مثابه موتور حتمی دموکراسی» را به چالش می‌کشد.او با تکیه بر آراء چارلز تیلی و نانسی برمئو، در مطلب خود تبیین می‌کند که کنش جمعی پدیده‌ای ذاتاً دموکراتیک یا ضددموکراتیک نیست، بلکه شکلی از بسیج سیاسی است که آثار آن کاملاً تابع ظرفیت نهادهای میانجی، رفتار نخبگان و زمینه تاریخی جوامع است. در یک‌سو، اعتراضات مردمی با افزایش هزینه اقتدارگرایی، تعمیق حقوق مدنی و تغییر موازنه قدرت، بسترساز حاکمیت مردم شده‌اند. اما در روی دیگر سکه، برمئو نشان می‌دهد که چگونه اعتراضاتِ مدیریت‌نشده در غیاب احزاب و نهادهای مدنیِ قوی، با ایجاد بی‌ثباتی، رادیکالیزه‌شدن فضای سیاسی و هراس از خشونت، ادراک شهروندان را نسبت به ناکارآمدی دموکراسی تغییر می‌دهند؛ وضعیتی که تمایل جامعه به «امنیت و نظم» را جایگزین «آزادی» کرده و جاده‌صاف‌کنِ مداخلات نظامی یا ظهور اقتدارگرایی جدید می‌شود. در نهایت، متنکرده باشند. از انقلاب‌های کلاسیک گرفته تا جنبش‌های حقوق مدنی، انقلاب‌های رنگی، خیزش‌های عربی و اعتراضات ضداقتدارگرای معاصر، همواره این تصور وجود داشته است که اعتراض، موتور محرک دموکراسی است. با این حال، ادبیات جدید گذار به دموکراسی نشان می‌دهد که چنین برداشتی بیش از اندازه ساده‌انگارانه است. رابطه میان اعتراض و دموکراسی نه رابطه‌ای خطی و قطعی، بلکه رابطه‌ای پیچیده، چندوجهی و وابسته به زمینه‌های نهادی، سیاسی و تاریخی است. از همین منظر، اهمیت استدلال چارلز تیلی و نانسی برمئو در آن است که اعتراض را نه به عنوان پدیده‌ای ذاتاً دموکراتیک یا ضد دموکراتیک، بلکه به عنوان شکلی از بسیج سیاسی تحلیل می‌کنند که آثار آن تابع شرایطی است که در آن رخ می‌دهد.

منبع  : خبر آنلاین

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *