
اقتصاد۲۴ – مرور دوران جنگ و حماسه مردم و سیاستهای مسئولان برای تأمین مایحتاج روزانه در آن روزگار در تاریخ ایران کم نظیر است. دورانی که باوجود تحریم، جنگ و دشمنی همسایگان با ایران، باز هم اقلام ضروری به حد نیاز در سبد خانوار وجود داشت و مردم با گرانی لحظهای و واژه تورم کمرشکن بیگانه بودند. روزگاری که از رانت و فساد مالی خبری نبود و امور جاری کشور در آن سالهای سخت با شفافیت بزرگمردان این آب و خاک اداره میشد. آنگونه که فرشاد مؤمنی خاطرههایش را ورق میزند و میگوید یکی از مهمترین ویژگیها در زمان جنگ محرم بودن مردم بود و اینکه فرصت هرگونه سودجویی گرفته شده بود. او که دستیارمرحوم میر مصطفی عالی نسب(مشاور اقتصادی نخستوزیر) بوده است، گفت: در آن دوره ما برای هر تصمیمی از تفکر ودیدگاه تمام کارشناسان استفاده میکردیم و هیچ زمان گروه و جناح خاصی بر یکدیگر برتری نداشت. در ادامه مصاحبه روزنامه «ایران »با فرشاد مؤمنی، رئیس مؤسسه دین و اقتصاد آمده است:
در جنگی که ایران پشت سر گذاشت یکی از مهمترین نکتهها که همواره به آن اشاره میشود، وضعیت مناسب معیشت مردم بود. در حالی که کشور در سختترین شرایط جنگی بود و تحریمهای پرفشاری هم
*وجود داشت دولت وقت چگونه مسائل معیشتی مردم را دنبال میکرد که شاهد نوسان قیمت و فعالیتهای گسترده دلال گونه نبودیم؟
یکی از مسائل بسیار حیاتی که عموم متفکران برجسته و ممتاز توسعه بر آن تأکید دارند اهمیت و ضرورت ژرف کاوی در تجربههای تاریخی است در واقع مخزن الاسرار راههای عبرتگیری و برون رفت از یکی از کانونهای اصلی گرفتاریهای کشور ما بویژه در عرصه مدیریت اقتصادی این است که سیاستگذاران خودشان را از کانون بزرگ معرفت محروم کردند. در بحثهای نظری در مورد منزلت تاریخ در اندیشه اقتصادی گفته میشود که نازلترین سطح راهگشایی معرفت تاریخی این است که تاریخ را به مثابه آیینه عبرت در نظر بگیریم اما سطوح بالاتری از آن هم وجود دارد مثلاً اقتصاددانی در استاندارد شومپتر که یکی از بزرگترین اقتصاددانهای تاریخ این علم محسوب میشود تصریح میکند که نگاه از منظر تاریخی به امر اقتصاد، به ما کمک میکند که از نگرشهای انتزاعی و نگرشهای ایستا نجات پیدا کنیم.
وقتی که شما جهتگیریهای سیاسی اقتصادی در ایران بویژه طی ۱۵ سال گذشته را مرور میکنید میبینید که این انتزاعی گری، انتزاعی نگری و این ایستانگری بزرگترین آفت قاعده گذاری های اقتصادی در ایران است و با کمال تأسف از جنبه روش شناختی این برمی گردد به یک سری تحلیلهای بسیار سطحی از مفهوم بازار. اقتصاد شناسهای بزرگ دنیا تصریح میکنند که در طول تاریخ بشر آن گونهای خاص از بازار که بهنام بازار رقابتی کامل مطرح است فقط یکبار عینیت پیدا کرده است و آن یک بار هم در کتابهای درسی بوده است. ولیکن الان ایران ۳۰ سال است که به شکل بسیار مبتذلی در سطح نظام سیاستگذاری اقتصادی خودش با توهم اینکه شرایط ایران شرایط بازار رقابت کامل است قاعدهگذاری میکنند.
فیلسوفان بزرگ این علم امروز به ما میگویند که ما با یک گونه از بازار بهصورت منحصر و منفرد رو به رو نیستیم و به اعتبار شیوههای متفاوت پشتیبانی نهادی از بازار، ما با بیشمار بازارهای گوناگون رو به رو هستیم.
متفکران بزرگی در استاندارد آمارتیا کومار سن اقتصاددان و فیلسوف برجسته هندی و جوزف استیگلیتز برنده نوبل اقتصادی، نشان دادند که بعضی از گونههای بازار خصلت فاجعه آفرینی دارند، بعضی گونههای دیگر بهصورت نظام وار نابرابریهای شکنندگی را تحمیل میکنند و برخی دیگر از گونههای بازار هستند که نه تنها ما را به سمت کارایی و بهینگی هدایت نمیکنند بلکه نیروی محرکه اتلاف و اسرافهای بسیار بزرگ میشوند. ما باید به این فهم نظام قاعدهگذاری کشور بعد از ۳۰ سال تجربه مخرب و پرهزینه، کمک کنیم که اصلاح شود.
وقتی که عنوان میشود در هشت سال جنگ تحمیلی مردم در بحث معیشت خود آرامش داشتند با مثالهایی میتوان از این موضوع رمزگشایی کرد و امیدوار بود که این رمزگشاییها مبنای اصلاح توهمات و سیاستگذاریهای نادرست و اجراهای پر فساد را فراهم کند، در غیر این صورت ما اوضاع بسامانی نخواهیم داشت.
