
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، به چهلمین روز از فقدان رهبر شهیدی رسیدهایم که امام امت و رهبر شیعیان جهان بود. کسی که از همان نوجوانی راه اسلام و جان فدایی خود برای ایران و وطن را معنی کرد. کسی که سمتی در ابتدا نداشت اما وظیفه خود میدانست که قدمی برای انقلاب بردارد.
بنابر روایت مهر، به این مناسبت به سراغ بخش پنهانی، کمتر گفته شده و مهم زندگی او گذری زدهایم. سفری مهم که نه به اراده خود او بلکه بهاجبار اما پرفایده از سوی رژیم پهلوی انجام شد و وحدتی مثال زدنی را در میانه مردم روستای ایرانشهر رقم زد.
تبعید، سالها در ردیف ابزارهای مرسوم دستگاه امنیتی پهلوی قرار داشت. شیوهای که پس از ناکامی بازداشتها و شکنجهها، بهعنوان آخرین حربه برای دور نگهداشتن فعالان سیاسی و مذهبی از پایگاه اجتماعیشان به کار گرفته میشد. مأموران امنیتی با انتقال اجباری روحانیون و کنشگران نهضت اسلامی به شهرهای دورافتاده، تلاش میکردند جریانهای اعتراضی را از بستر طبیعی خود جدا سازند و آنان را در شرایط محیyle=”text-align:justify”>تبعید ایشان به ایرانشهر، از همان ابتدا با هدف محدودسازی و فرسایش توان مبارزاتی او تدوین شده بود، اما سیر وقایع نشان داد این ابزار سنتی دستگاه امنیتی نتوانست به اهداف خود دست یابد. حضور فعال در اجتماع، نقشآفرینی در بحران سیل، ایجاد پیوند میان شیعه و سنی و طرح نخستین ایدههای مربوط به هفته وحدت، از مهمترین دستاوردهای این دوره است.
در این میان، محبوبیت تبعیدی در میان اقشار مختلف، بهویژه در اوج مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم منطقه، جلوهای از تبدیل تهدید به فرصت بود. فرصتی که نه توسط دستگاه امنیتی، بلکه به دست مردمی رقم خورد که در سختترین شرایط، پذیرای روحانی غریبهای شدند که قرار بود در انزوای تبعید فرسوده شود.
منبع: «آقای ایرانشهر»/رحیم مخدومی/ انتشارات انقلاب اسلامی
