
در کشور ما بعضی از کارها آنقدر سادهاند که بیشتر برای انجامنشدنشان باید جلسات متعددی برگزار کرد تا انجام شدنشان! یکی از همین کارهای ساده، صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان است؛ موضوعی که اکنون بیش از آن که نیازمند قانون و مصوبه باشد، نیازمند یک نفر است که بالاخره بگوید خب، صادرش کنید!
بهمن سال گذشته، مصوبه هیأت وزیران ابلاغ شد و قرار بود ماجرا وارد مرحله اجرایی شود. چند ماه بعد، مسئولان دوباره گفتند مانعی وجود ندارد و گواهینامهها بهزودی صادر میشوند. حتی در روزهای اخیر هم از «فراهم شدن الزامات قانونی» و «آغاز قریبالوقوع صدور گواهینامه» سخن گفته شد. این « قریبالوقوع» هم برای خود، تبدیل به یک واحد زمانی مستقل در ادبیات اداری ایران شده؛ نه روز است، نه هفته و نه ماه. چیزی است میان وعدههای انتخاباتی و انشاءالله بعدا.
