متن زیر تنها داستان زندگی یکی از مادران این سرزمین است بخوانید و بدانید ….
همیشه دوست داشتم دو بچّه داشته باشم. امّا خوب بعد از اینکه دختر کوچکم را به دنیا آوردم، علی رغم میل خود و اطرافیانم موقعیت بچّه دوّم فراهم نشد. واقعیت این است که به محض آوردن فرزند اوّل و هنوز در حالی که چهار دست و پا راه می رود، دیگران با لبخندی مضحک و طعنه دار می گویند: “پس کی دوّمی را می آورید؟!”
جالب اینکه حتّی وقتی دخترم “پریا” را باردار بودم، خیلی ها می گفتند: “چه خوب می شد اگر دو قلو بود!”.
همیشه پدر و مادرهایی که چند فرزند دارند، طوری با من رفتار می کنند مثل اینکه چیزی کم دارم! وقتی می گویم:”پریا تنها عزیز منه”، با افسوس به من نگاه می کنند، انگار که هر زنی به محض آوردن بچّه اوّل، وظیفه دارد دوّمی را هم پشت سر آن بیاورد.
