
شعر دنیایی برای خودش دارد به خصوص که یک شعر عاشقانه زیبا باشد. هر چیزی که در لا به لای حرف های روزمره نمی توان گفت را می توان در دل شعر جای داد و سرود. در ادامه با سوری فان همراه باشید.
پرداختن به عشق، گفتن از این خاصترین و انحصاریترین اتفاق بشری کار سادهای نیست. گفتن از تجربهای شخصی، بیان احساسی که تجربهشده، در میانهی جمعی شناس و ناشناس مثال عریان کردن روح میماند. دشوار است و لذتبخش. از آن سختتر اما نوشتن و حتی سرودن از این پدیده است. انتقال یک مفهوم، یک حس لمس شده با جان، یک اتفاق که روح تو را اشارتی زده است، با کلمات کار آسانی نیست. بایستی واژهها را تکبهتک، دانه به دانه از میانهی ذهن آغشته به هیجانت برداری و همینطور که نفسهای عمیق میکشی آن را آهسته، یکجوری که دستت نلغزد و واژه بر زمین نیفتد، میان سطور کاغذ سفید یا کاهی رهایشان کنی و بعد بنشینی به تماشا؛ به نظارهی لغزش آرام و خزندهی این روح تجلییافته در لغت به جان دیگران، به تماشای بار دادن این میوهی شیرین.
