چند حکایت بسیار خواندنی از امام باقرالعلوم

در این بخش از دین و مذهب به چند حکایت جالب و خواندنی از مولایمان امام باقر العلوم می پردازیم.

در این بخش از دین و مذهب به چند حکایت جالب و خواندنی از مولایمان امام باقر العلوم می پردازیم.

 

كثيرالذكر
1- ابن قداح از امام صادق (ع) نقل مى‏ كند كه فرمود: پدرم (امام باقر) كثيرالذكر بود، خدا را بسيار ياد مى‏ كرد، من در خدمت او راه مى‏ رفتم مى ‏ديدم كه خدا را ذكر مى ‏كند. با او به طعام خوردن مى‏ نشستم، مى‏ ديدم كه زبانش به ذكر خدا گوياست. با مردم سخن مى‏ گفت و اين كار او را از ذكر خدا مشغول نمى‏ كرد.
من مرتب مى‏ ديدم كه زبانش به سقف دهانش چسبيده و مى‏ گويد: «لااله ‏الاالله» او در خانه، ما راجمع مى‏ كرد و مى‏ فرمود تا طلوع خورشيد خدا را ذكر كنيم،

هر كه قراءت قرآن مى ‏توانست امر به قراءت قرآن مى‏ كرد و هر كه  نمى‏ توانست امر به ذكر خدا مى‏ فرمود.1

منبع  : ناز وب

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *