چمرانی که می‌شناسیم و چمرانی که نمی‌شناسیم/ مصطفی یک شاهکار بود؛ غافلگیرکننده و جذاب

ما دکتر مصطفی چمران را به چه چیزهایی به یاد می‌آوریم؟ چریکی خسته، دانشمندی مهاجر، عارفی دلسوخته، فرمانده‌ای جان بر کف و دهها عنوان دیگر که می‌توان به مردی به نام مصطفی چمران الصاق کرد.

ما دکتر مصطفی چمران را به چه چیزهایی به یاد می‌آوریم؟ چریکی خسته، دانشمندی مهاجر، عارفی دلسوخته، فرمانده‌ای جان بر کف و دهها عنوان دیگر که می‌توان به مردی به نام مصطفی چمران الصاق کرد.

اختصاصی جوان آنلاین – ما دکتر مصطفی چمران را به چه چیزهایی به یاد می‌آوریم؟ چریکی خسته، دانشمندی مهاجر، عارفی دلسوخته، فرمانده‌ای جان بر کف و دهها عنوان دیگر که می‌توان به مردی به نام مصطفی چمران الصاق کرد. پیچیدگی‌های شخصیتی شهید چمران باعث شده تا ما همانقدر که او را می‌شناسیم، به همان اندازه از ابعاد وجودی او بی‌خبر باشیم.
اغلب ما بیشتر از هر چیزی با ابعاد نظامی مصطفی چمران آشنا هستیم. درست هم هست، او چریکی نظامی بود که مبارزاتش را از قبل از انقلاب شروع کرد و پس از انقلاب نیز با شروع درگیری‌ها در کردستان به غرب کشور رفت و تا زمان شهادت در مناطق عملیاتی حضوری فعال داشت.
اما این تمامِ چیزی نیست که باید از شهید چمران بدانیم. شهید چمران ابعاد کشف شده و کشف نشده زیادی دارد که برای پی بردن به آن باید در زندگی این بزرگمرد کنکاش کنیم. غاده جابر، همسر شهید درباره بزرگی شخصیتی مصطفی چمران چنین گفته بود: «برای من که زنش بودم هر روز یک زاویه از وجودش و روحش روشن می‌شد».

پدر یتیمان
چمران برای بچه‌های یتیم در حکم پدر بود. از اعماق وجود برایشان دل می‌سوزاند و نمی‌خواست ناراحتی‌شان را ببیند. عکسی که شهید چمران با زانوانی در بغل در یتیم‌خانه‌ای در مناطق فقیرنشین جنوب لبنان به نقطه نامعلوم خیره شده، هزاران حرف در دل خود دارد. در عکس‌های دیگر بچه‌ها پیرامونش هستند و به او به مثابه یک پدر می‌نگرند. یک پدرِ بزرگ که همیشه هوایشان را دارد. آن‌ها با وجود چمران احساس تنهایی نمی‌کنند.
همسر شهید چمران از روزی در یتیم‌خانه می‌گوید که مصطفی هیچ غذای دیگری جز غذای یتیم‌خانه را نمی‌خورد. وقتی همسرش می‌گوید: چرا غذای شب عید را که مادر برای‌مان فرستاد نخوردید و نان و پنیر و چای خوردید؟ در جواب می‌گوید: این غذای مدرسه نیست. غاده می‌گوید: شما دیر آمدید، بچه‌ها نمی‌دیدند شما چی خورده‌اید؟ اشک چشمان دکتر جاری می‌شود و می‌گوید: خدا که می‌بیند.
چمران طاقت رنج‌های کودکان یتیم را نداشت. خودش را وقف آن‌ها کرده بود. هنگامی که به او می‌گفتند مگر این بچه‌ها را می‌شناسی، ایشان با ناراحتی و بغض جواب می‌داد:‌ «نمی‌شناسم اما مهم این است که این یک‌ بچه یک شیعه است. این بچه ۱۳۰۰ سال ظلم را به دوش می‌کشد» و گریه‌ها‌ی چمران نشانه ظلمی بود که بر شیعه علی رفته است.

چمرانی که می‌شناسیم و چمرانی که نمی‌شناسیم/ مصطفی یک شاهکار بود؛ غافلگیرکننده و جذاب

عرفان و نیایش‌های جانسوز

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *