چقدر از امام حسین (ع) می‌دانیم؟

این پرسش مقدر در قضیه عاشورا و شناخت از امام حسین (ع) مطرح است که ما حقیقتاً چقدر درباره این موضوعات آگاهی و شناخت داریم؟

تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۴۰۲ – ۰۱:۲۰

این پرسش مقدر در قضیه عاشورا و شناخت از امام حسین (ع) مطرح است که ما حقیقتاً چقدر درباره این موضوعات آگاهی و شناخت داریم؟

این پرسش مقدر در قضیه عاشورا و شناخت از امام حسین (ع) مطرح است که ما حقیقتاً چقدر درباره این موضوعات آگاهی و شناخت داریم؟ متأسفانه در این سال‌ها فضای معرفتی و شناختی نسبت به حضرت سیدالشهدا (ع) آلوده به داستان‌های مداحی و بعضی از اشعار دم‌دستی و کار‌هایی شده است که زمینه فکری عمیقی ندارند. من به شعر، مخصوصاً اگر غنا و دانش کافی داشته باشد، علاقه‌مند هستم، اما واقعیت این است که ما به عنوان شیعه و کسانی که خط ممیزه‌مان از دیگران، کربلاست و راه شیعه از کربلا از دیگران به طور کامل جدا و مشخص شد، از این حماسه عظیم چیز زیادی نمی‌دانیم. اینجاست که ما حاضریم همه چیزمان را فدا کنیم و حتی مادران، طفلان شیرخوار خود را نیز می‌آورند و سر دست می‌گیرند، اما حقیقتاً از این موضوعی که حاضریم فرزندمان را در راهش بدهیم و خیلی‌های‌مان جان‌مان را داده‌ایم و می‌دهیم، چقدر می‌دانیم و در طول زندگی چقدر درباره امام حسین (ع) کتاب خوانده‌ایم؟
متأسفانه منابر و سخنرانی‌های امثال بنده هم که وظیفه‌مان معرفت‌افزایی در این زمینه است، گرفتار جریان کشکولی شده‌اند و عوام‌الناس به شدت فشار می‌آورند که داستانی یا چیزی بگو که ما پای منبر یا میز خطابه‌ات چرت نزنیم. خود من سال‌ها تحت فشار بوده‌ام که در صحبت‌هایت چه ضرورت دارد که یک مطلب تاریخی را مطرح و تح زن و بچه امام دستگیر می‌شدند، امویان هیچ چیزی از حیثیت امام در طول تاریخ باقی نمی‌گذاشتند که مردی که می‌خواهد شورش کند، چرا به فکر حفظ زن و فرزندش نیست؟
و لذا امام تصمیم می‌گیرند زن و فرزند را همراه خود ببرند تا از آن‌ها حمایت کنند. تا وقتی هم که زنده هستند، کسی جرئت حمله به خیام را ندارد و خطاب به لشکریان شمر می‌گویند: «ای شیعه آل ابی‌سفیان! شما با من در جنگ هستید. تا زنده‌ام به سمت خیام من نروید. اگر به خدا و قیامت اعتقاد ندارید، لااقل در دنیا آزاده باشید.»
۶۲ نفر زن و کودک باقی ماندند؛ زن و کودکی که پدر و عمو و دایی و تمام مردان خاندان‌شان را تک‌تک پیش چشمان‌شان کشتند. آن زمان رسم بود که سر مغلوبان را می‌بریدند و در خورجین می‌گذاشتند و به نشانه پیروزی برای حاکم فاتح می‌فرستادند. اوج دنائی این‌ها جایی بود که سر‌ها را بر سر نیزه‌ها کردند و در تمام طول راه هزار‌واندی کیلومتری کربلا تا شام این سر‌ها را جلوی چشم زن‌ها و بچه‌ها قرار دادند تا اراده آن‌ها را بشکنند که نتوانستند و مقاومت اسرا با هدایت زینب کبری (س) فصل درخشانی در تاریخ اسلام و دنیا شد.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *