مخاطب تعیین کننده برنده پلتفرمها
شاید یکی از دلایل ساخت قصههایی که در ایران قبل از سال57 اتفاق میافتاد، تشخیص چنین فرصتی بود. مردم میخواستند بعد از گذشت بیش از 40 سال از انقلاب ایران، به یاد بیاورند که پیش از این چگونه زندگی میکردند و چگونه به دنیای اطراف خود مینگریستند. تمایلی که در تولیدات صدا و سیما بیشتر در قالب قصههای انقلابی یا نهایتا قصههای زمان جنگ پاسخ داده شده بود، اما تمرکز بر محتوا برای پلتفرمها به تمایل به زنده کردن نوستالوژیها ختم نشد و آنها تلاش کردند طیفهای گستردهتری از مردم به لحاظ اعتقادی و اجتماعی را در تولیدات خود نشان دهند.
با همه این اوصاف، به نظر میرسد در رقابت بین پلتفرمها، کسی برنده باشد که بر محتوا تسلط بیشتری داشته باشد، برای آن استراتژی بچیند و برنامهریزی کند.
گرچه در روزهای پایانی سال 1402 خبر ظهور پلتفرمهای جدید دیگری رسانهای شده، اما همچنان سه رقیب اصلی این میدان، فیلیمو، فیلمنت و نماوا هستند که رد شدن از مرز این سه برای تازهواردها کار سادهای نخواهد بود.

با اینکه موفقیت در تولیدات پلتفرمی به عوامل مختلفی همچون زیرساختهای فنی، تبلیغات، سابقه حضور و همچنین تجربه و تخصص در تولید، بستگی زیادی دارد، اما شاید عامل شناخت مردم و تولید بر اساس نیازها و تمایلات آنها بعد از این برگ برنده پلتفرم) علاوه بر نشان دادن چالشهای زندگی خانوادگی (رابطه آرمان و همسر و فرزندش) به عمق رفته و دلایل فروپاشی زندگیهای شخصی و اجتماعی افراد را نشان دهد.
در گام اول، اهمیت قائل شدن برای موضوع روانکاوی و خودشناسی را در این سریال میتوان از انتخاب بازیگر مطرح برای نقش روانکاو متوجه شد. اینکه مراجع روانکاو شخصی است که خودش را خیلی قبول دارد و ظاهرا سلامت روانی دارد، یکی دیگر از نکاتی است که با آن به مخاطب این پیام القا میشود که همه آدمها ممکن است در برههای از زندگی، نیاز به دریافت مشاوره از مراجع ذیصلاح داشته باشند.
به هر روی مخاطب هوشمند ایرانی که اکنون بازار گستردهتری برای انتخاب فیلم و سریال دارد، نقش تعیینکنندهتری در انتخاب برنده پلتفرمها دارد. مخاطب توجه، زمان و پول خود را هر روز محتاطانهتر خرج میکند بنابراین تولیدکنندههای آثار نمایشی بیش از پیش، نیاز به شناخت مخاطب، رصد رفتارهای او و تامین قصهها و محتواهای قدرتمند دارند.
انتهای رپرتاژ آگهی/
