با اکران فیلم «چرا گریه نمیکنی؟» به کارگردانی علیرضا معتمدی در سینمای رسانهها، رضا منتظری منتقد سینما به بررسی آن پرداخته است.
سوره سینما – رضا منتظری :«چرا گریه نمیکنی؟» ساخته علیرضا معتمدی شاید یکی از شلختهترین و بی سروشکل ترین فیلمهایی باشد که تاکنون در جشنواره چهل و یکم به نمایش درآمده است؛ فیلمی که بهرغم بهکارگیری یک لشکر سلبریتی برای جلوه و جلا دادن به فیلم از همین حالا محکوم به شکست در گیشه است چرا که قطعاً تودههای مردم نمیتوانند با فیلم عصیان گر آقای فیلمساز ارتباط برقرار کنند و انعکاس تصویر خود و جامعه را در آن ببینند.
«چرا گریه نمیکنی؟» فیلمی بیمایه است که شاید تنها ایده ابتداییاش تا حدودی قابلتأمل باشد، ایدهای که بهشدت الکن مانده و منجر به تولید فیلمی طولانی، کشدار و حوصله سر بر شده که نهایتاً و در بهترین شکل ممکن میتوانست بدل به یک فیلم کوتاه داستانی شود؛ ایده مرکزی «چرا گریه نمیکنی؟» در مورد مرد میانسالی است که بعد از فوت پدر و مادرش تنها وظیفه خود را رسیدگی به برادر کوچکترش میداند و با درگذشت ناگهانی برادرش به چنان انزوایی کشیده میشود که زندگی در نظرش پوچ و بیمعنی شده و مفهومش را از دست میدهد؛ این مرد حتی برای رهایی از این فضای سنگین و آرام کردن خودش توان گریه کردن را هم از دست داده است و حالا این اطرافیان وی هستند که میکوشند با وادار کردنش به گریه کردن او را به زندگی عادی خود برگردانند!
