
اقتصاد۲۴- آنهایی که سینمای ایران را دنبال میکنند میدانند اهالی آن تا چه اندازه محافظهکار هستند؛ دلیل آن هم خیلی عجیب نیست؛ چه اینکه اگر استقلال داشته باشند، یعنی محدودیت و در مراحل بالاتر یعنی ممنوعالفعالیت شدن و در نهایت از دست رفتن صدها میلیون تومان و گاه میلیاردها تومان دستمزد. رضا کیانیان میگوید: «ما زیر بار حرف زور نمیرویم مگر اینکه زور پُرزور باشه!»
سینماگران ایرانی نسبت به اکثریت اقشار جامعه درآمد خوبی دارند و نفع شخصی آنها حکم میکند که کجدار و مریز با شرایط موجود راه بیایند تا بتوانند از منافع اقتصادی سینما برخوردار باشند. در چنین وضعیتی، وقتی یک بازیگر یا کارگردان و … موضعی بر خلاف حاکمیت اتخاذ میکند، بسیار به چشم میآید؛ چنانچه اقدام ترانه علیدوستی در کشف حجاب و حمایت از شعار «زن زندگی آزادی» اهمیت یافت؛ اقدامی که بلافاصله توسط چهرههایی همچون مانی حقیقی و سعید روستایی حمایت شد و بازیگرانی همچون خزر معصومی و دنیا مدنی نیز آن را ادامه دادند تا مشخص شود این اقدام میان بازیگران سینمای ایران در حال تبدیل به اقدامی فراگیر است. چه آنکه پیش از ترانه علیدوستی کتایون ریاحی، شبنم فرشادجو، مریم بوبانی و اخیراً پگاه آهنگرانی هم حجاب از سر خود برداشته و با پوشش متفاوتی در مجامع عمومی ظاهر شدند. دلیل این اقدامات فشار افکار عمومی باشد یا علنی کردن اعتقادات قلبی فرقی در اصل ماجرا نمیکند. زمین بازی در سینمای ایران در حال تغییر کردن است.
اگر تا پیش از اعتراضات اخیر سینمای ایران به دو طیف عمده «ارزشی» و «منتقد» تقسیم میشد، بعد از اعتراضات به نظر میرسد سینماگران ایرانی را باید سه دسته عمده تقسیم کرد. این دستهبندی تازه نسبت تام با اعتراضات اخیر دارد. به بیان سادهتر وضعگیریهای اخیر سینماگران درباره حوادث اخیر باعث تغییر آرایش بلوکبندیهای سیاسی در سینمای ایران شده است.
دسته اول را میتوان طیف اصولگرا یا ارزشی سینماست؛ کسانی که چه به لحاظ ایدئولوژیک و چه به لحاظ اقتصادی به حاکمیت نزدیک هستند. این افراد فیلمهای خود را با استفاده از بودجههای دولتی تهیه و تولید میکنند و خود را موظف میدانند از ارزشهایی که نظام تبلیغ میکند، دفاع کنند. چهرههایی مانند جمال شورجه، ابراهیم حاتمیکیا، بهروز شعیبی، سیدمحمود رضوی و … از چهرههای اصلی این جریان قلمداد میشوند. موضع آنها درباره حوادث اخیر مشخص است و معترضان را با همان صفاتی خطاب میکنند که حاکمیت خطاب میکند.
دسته دوم را میتوان اصلاحطلبان محافظهکار نامگذاری کرد. این دستهبندی همچنان طیف وسیعی از فعالان حوزه سینما را شامل میشود چهرههایی هستند که شاید انتقاد یا اعتراضی به برخی رویهها داشته باشند. اما اهل نمک خوردن و نمکدان شکستن هم نیستند و تلاش میکنند ضمن حفظ شأن و جایگاه خود به عنوان منتقد، چهره مورد قبول حاکمیت هم باشند. موضع این دسته درباره اعتراضات اخیر محدود، محافظهکارانه و همراه با احتیاط بوده است. از محمدحسین مهدویان تا اصغر فرهادی و از نوید محمدزاده تا پیمان معادی در این گروه قرار میگیرند.
اما بعد از اعتراضات اخیر دسته سومی هم در میان اهالی سینما به وجود آمد که آنها را از دسته دوم متمایز و در بلوک جدیدی قرار داد. چهرههایی که تصمیم گرفتند مواضع رادیکالتری در حمایت از معترضان بگیرند و عملاً راه خود را از دسته دوم جدا کنند. چهرههایی مانند کتایون ریاحی، شبنم فرشادجو، مریم بوبانی، پگاه آهنگرانی و اخیراً ترانه علیدوستی. نکته جالب توجه اینجا است که این بار بسیاری از سینماگران هم با اعتراضات رادیکال دسته سوم همراه شدند. مانی حقیقی، همایون غنینژاد و بسیاری از چهرههای دیگر از این حرکت ترانه علیدوستی حمایت کردند تا مشخص شود ریزشها و رویشهای جدید اداممه دارد و صحنه سینمای ایران هم مثل صحنه جامعه برای همیشه تغییر کرده است.
حال که با بلوکبندیهای سیاسی تازه درون سینمای ایران آشنا شدیم میتوانیم راحتتر از قبل به سوالات مهمی که پس از فراگیر شدن اعتراضاتی از این دست پاسخ دهیم. سوالات اساسی از این دست که چرا کار ترانه علیدوستی مهمتر از سینماگران دیگری است که حجاب از سر خود برداشتند؟ و حاکمیت با آن خواهد کرد؟
