
بیگ بنگ: در قسمتهای قبل متوجه شدیم که دو نظریه ی ما،مکانیک کوانتومی و نسبیت عام اینشتین با هم جور در نمی آیند. بنابراین برای فهم تمام کارکرد عالم هستی یعنی: بزرگها و کوچکها ما به یک نظریه ی جهان شمول نیاز داریم. این نظریه ی جهان شمول آیا در ریاضیات ریسمانها نهفته؟
ساسکیند: « من با معادله بازی کردم، از رویش مدام تقلید می کردم، نشستم توی اتاق زیر شیروانی و 2 ماه روی آن فکر کردم…اولین چیزی که توانستم از معادله استنتاج کنم این بود که دیدم نوع جدیدی از ذرات را توصیف می کند. ذراتی که دارای ساختاری درونی بودند. ساختاری که می توانست مرتعش شود و این یعنی، آنها فقط ذرات نقطه ای نبودند. من متوجه شدم آنچه در اینجا توصیف شده یک ریسمان بوده، یک ریسمان ارتجاعی شبیه یک نوار کشی، یا یک نوار کشی که از وسط نصف شده باشد…و این نوار کشی نه تنها می تونسته کش بیاید، بلکه می تواند جنبش هم داشته باشد..و این حالت دقیقا با فرمول موافقت داشت…فقط در این حالت بود که فرمول می توانست یک معنی فیزیکی داشته باشد.»
