۱۴۰۳/۰۷/۲۳

به گزارش روزپلاس، آنچه در دوازده ماه گذشته، خود را به شکل ترور فرماندهان میدانی حزبالله توسط رژیم اسرائیل نشان داده بود و سه مورد اصلیاش را در ترور و شهادت شهید وسام الطویل (حاج جواد)، شهید طالب عبدالله (حاج ابوطالب) و شهید محمد ناصر (حاج ابونعمة) دیدیم، از حدود دو ماه پیش ناگهان شیب تندی به خود گرفت و شاهد سلسله عملیاتهای تروری در قلب ضاحیۀ بیروت بودیم که با ترور شهید فواد شکر (حاج محسن) آغاز شد و با شتابگیری در دو هفتۀ اخیر (پس از حادثۀ پیجرها و ترور فرماندهان رضوان) نهایتا به ترور غیرمنتظرۀ شهید کبیر، سید حسن نصرالله انجامید.
اساساً بخشی از کامیابی اسرائیل در ترور سید حسن نصرالله، به همین «غیرمنتظره» بودن آن بازمیگشت. به نظر میرسد حزبالله (خصوصاً بعد از چندین اقدام موفق اسرائیل در حوزۀ ضربات امنیتی) این گمان را نداشت که اسرائیل «توان دسترسی» به سید را نخواهد داشت، بلکه برآورد میشد که اسرائیل به چنین کاری «اقدام» نخواهد کرد. اما چرا این برآورد خطا بود؟ برای فهم پاسخ، باید به دو سوال دیگر پاسخ داد: اساساً چرا اسرائیل سراغ این ترورها رفته است؟ و چرا در برهۀ اخیر، آن را شتاب بخشیده؟
پیروزی در نبردها، شکست در جنگ
