
به نظر میرسد تتو زدن و خالکوبی کردن هویت خودش را از دست داده باشد، دیگر گذشت روزگاری که خالکوبی حکم شجاعت داشت و نمادی برای قدرتنمایی بود.
به گزارش آلامتو به نقل از مجله مهر – شراره داودی: «پدرم؛ خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم» این جمله را روی کمرش خالکوبی کرده، کلمه «پدرم» را تحریری نوشته و پررنگتر از بقیه، میگوید این تتو تنها چیزی است که حتی وقتی بمیرم هم با من در قبر میگذارند، میخواستم چیزی به یاد پدرم داشته باشم. نامش رضا است، ۲۶ سال سن دارد و پدرش را چند سال قبل از دست داده و همین دلیلی شده برای اینکه این نوشته را روی بدنش خالکوبی کند، البته میگوید دلش نمیخواسته در معرض دید باشد و بیشتر برای دل خودش زده و به رخ کشیدن آن را نمیپسندد.
اما همه مثل رضا نیستند، خیلیها تتو را به خاطر داشتن ظاهر و قیافه متفاوت انتخاب میکنند، لذت میبرند از اینکه درد را تحمل کنند، از اینکه در مرکز توجه گروههای دوستان باشند، دوست دارند از اینکه آنها را افرادی با تحمل بالا خطاب کنند و بزرگ بدانند، برای خیلیهایشان اصلا طرح تتویی که میزنند معنی خاصی ندارد، مثل کامران؛ میگوید که فقط دلش تتو میخواسته، از دفتر طرحها هرکدام که بزرگتر و پر جزئیات بوده را انتخاب کرده و حالا دستها و پاهایش پر از طرحهای عجیبی است که تنها برای نشان دادن و شاید قدرتنمایی زده است.
تتو یا خالکوبی همان نقشهایی با ماندگاری طولانی هستند که روی پوست زده میشوند، روزگاری این طرحها نمادی برای تمایز قبیلهها با هم بود، بعدتر میشد خالکوبی به روش سنتی را در میان بزرگان هر روستا دید، اما امروزه جریان تا جایی ادامه پیدا کرده که خالکوبی برای پسرها و دخترها تنها یک «مُد» به حساب میآید.
