چرا مردم ایران اشتباهات خود را انکار می کنند,هر آدمی که باشیم، با هر شخصیتی، گلیم خود را از آب بیرون می کشیم و اوضاع هم بر وفق مراد است اما از آنجایی که توی یکی از راه ها، مانعی بیفتد، سنگی، کلوخی و گاهی از بدشانسی؛ صخره ای حتی، ما دیگر خودمان نیستیم.
شنیده اید؟! شاعری می گوید: «برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم که چراغ ها و نشانه ها را/ در ظلمات ببیند/ گوشی که صداها و شناسه ها را/ در بی هوشی مان بشنود/ برای تو و خویش، روحی که این همه را در خود گیرد و پذیرد/ و زبانی که در صداقت خود/ ما را از خاموشی خویش بیرون کشد/ و بگذارد از آن چیزهایی که در بندمان کشیده است/ سخن بگوییم».
