
به گزارش مجله خبری نگار، در زندگی پرسرعت امروز که زمان در آن بهسرعت پیش میرود، منابعی، چون زمان، رابطه با کیفیت اجتماعی و… کمیاب هستند و برای همین مفهومی بهنام «کمیابی» مدام پیش چشممان ظاهر میشود؛ مفهومی که نه یک حالت روانی، بلکه نوعی تجربه انسانی است که باید بشناسیمش. کمیابی یک مفهوم اقتصادی ساده شبیه فقر نیست، بلکه تجربه روزانه میلیاردها آدم است. کافی است یک روز معمولی را نگاه کنیم: صف بانکی که تمام نمیشود و در ما اضطراب یا خشم ایجاد میکند، قبضی که ناگهانی از راه میرسد و ذهنمان را درگیر میکند، گوشی که بیوقفه نوتیفیکیشن میدهد و ذهنی که مثل اتاقی شلوغ، جایی برای تمرکز روی یک تصمیم تازه ندارد. این همان چیزی است که مولاینیتن و شفیر در کتاب مشهور «فقر احمق میکند» توضیح میدهند و ما آن را در ترافیکهای عصرگاهی، ضربالاجل کارها و حسابهای بانکی نیمهخالی زندگی میکنیم. «کمیابی» در حقیقت یعنی کمتر داشتن هرچیزی است، در مقایسه با آن مقدار که فکر میکنیم باید باشد و در بیشتر مواقع هم نوعی احساس و فرایند ناخودآگاه است تا موضوعی عینی. ماجرای کمیابی فقط یک کمبود ساده نیست، بلکه فرایندی است که باعث میشود حتی آدمهای دقیق، عاقل و مسئول، ناگهان تصمیمهایی میگیرند که خودشان هم باور نمیکنند. بهطور مثال کمیابی وقت باعث میشود ما دچار رفتار هیجانی و خطا شویم. کمیابی دوست و انزوا باعث میشود در روابط اشتباه غرق شویم. برای همین فهم کمیابی یعنی فهمیدن اینکه چرا گاهی از خودمان، از زندگیمان و حتی از تصمیمهایمان جا میمانیم و دچار خطا میشویم.
