
به گزارش خبرآنلاین وی در گفت وگو با مجله اندیشه پویا به پرسشهایی در باره این کتاب پاسخ داده است.
کتاب بر لبهی تنهایی، به بررسی ساختار قدرت در ایران بر اساس موضوع «امنیت» میپردازد. خلاصهی سخن شما این است که «ایران کشوری است که دغدغهی امنیت ملی آن را ساخته است». ابتدا توضیح مختصری بدهید که چرا امنیت ملی را در ساختهشدن دولت-ملت ایران مهم میدانید؟
ایدئولوگهای انقلاب ۱۳۵۷، اعم از چپ و مذهبی، معتقد بودند ایران از دوران قاجار تا پهلوی همواره تحت سلطهی غرب بوده و انقلاب اسلامی ایران را انقلابی آزادیبخش میدانستند. اگر از آزادی میگفتند، منظورشان نه دموکراسی لیبرال و آزادی از استبداد، که آزادی از استعمار بود.
امریکاستیزی که پایهی آن در انقلاب ۱۳۵۷ گذاشته شد، صرفاً یک ستیز فرهنگی، مذهبی و ایدئولوژیک نبود، بلکه ستیزِ مملکتی بود که میخواست خودش را از قید استعمار آزاد کند. هر دو رهبر پیشین جمهوری اسلامی معتقد بودند که نهضت آم از همین مقطع پایان جنگ است.
جنگهای بزرگ بسیار دردناکاند و بهراحتی نمیتوان از خرابیهایشان گذشت. در ایران نیز بهسادگی نمیتوان از تبعات جنگ عبور کرد؛ از جمله اینکه بسیاری از مقامات سیاسی و نظامی ایران ترور شدند. اما جنگهای بزرگ معمولاً یک شوک اساسی نیز ایجاد میکنند.
پس از جنگ جهانی دوم، ژاپنیها، آلمانیها و آمریکاییها تصمیم گرفتند آن فجایع دیگر تکرار نشود و به صلحی بزرگ دست پیدا کنند. باید دید آیا ایران پس از کسب پیروزی در این جنگ میتواند معادلهای جدید در خاورمیانه و در روابط خود با آمریکا ایجاد کند یا نه.
نمیخواهم بگویم اگر ایران قدم مثبتی بردارد، آمریکا هم حتماً قدم مثبت برمیدارد. ما صرفاً فرضیههای بزرگ استراتژیک را مطرح میکنیم و در نهایت تصمیم را دیگران میگیرند. اما من خوشبین هستم که ایران از این جنگ بزرگ به صلحی بزرگتر برسد یا دستکم به ثبات قابلتداومی که شرایط جدیدی برای ایران ایجاد کند.
1717
