
به گزارش مجله خبری نگار، برای خوانندگان رمانهای جنایی، «ریپلی» طنین آشنایی دارد. ریپلی نامخانوادگی مرد جوان شکستخورده، اما جسور و فرصتطلبی است که به محض اینکه روزنه کوچکی از خوشاقبالی به رویش گشوده میشود، از هیچ عمل غیراخلاقیای برای تغییر بنیادین وضع ناجور زندگیاش فروگذار نمیکند. طمع، حسادت، خباثت، کینهتوزی، قتل، وارونه جلوه دادن حقیقت، دستکاری ذهن دیگران و عطش سیریناپذیر به تصاحب آنچه متعلق بهخودش نیست – حالا میخواهد هویت دیگران باشد یا ثروتشان – از ریپلی مخلوقی نفرتانگیز، اما در عین حال درکشدنی ساخته است. او یکی از ماست؛ با ترسها، آرزوها و دردهایی شبیه به ما؛ بیاعتمادبهنفس، تحقیرشده، تنها و مطرود، بیدوست و همدم، پر از حسرت، به بنبست رسیده، گرفتار عذاب هرروزه، بیآینده روشن و مستأصل از منجلابی که در آن گرفتار است، اما ریپلی برخلاف اغلب ما حاضر نیست همه عمرش را به همین وضع بگذراند. ریپلی در عین ناامیدی مطمئن است که در همیشه بر همین پاشنه نمیچرخد و وقتی فرصتش پیش میآید، آرامآرام پیش میرود و زندگیاش را دگرگون میکند.
