
اقتصاد ۲۴- کدام یک اول آمد: مرغ یا تخم مرغ؟ تورم یا طبقه مدیریتی؟ تورم گرایی به همان اندازه که یک ایدئولوژی و پدیده است به مثابه یک ابزار نیز هست. البته تورم مصرف را در حال حاضر افزایش میدهد، زیرا قیمتها سریعتر از درآمد تغییر میکنند. هم چنین، تورم بازاری عالی برای طبقه مدیریتی است که “جیمز برنهام” جامعه شناس آمریکایی از آن مفهوم در کتاب “انقلاب مدیریتی” (۱۹۴۱ میلادی) برای بیان گسترش بیشتر قدرت و تمرکز آن استفاده کرده بود.
نظریه “برنهام” بر این ایده استوار بود که تجارت و دولت از طریق طبقهای از بوروکراتها و مدیرانی که دست در دست یکدیگر کار میکنند، درهم آمیخته شدهاند. اتحاد جماهیر شوروی و آلمان نازی نمونههای بارز این پدیده بودند. با این وجود، برنهام نیودیل (برنامه اقتصادی و اجتماعی “فرانکلین روزولت” رئیس جمهور اسبق ایالات متحده آمریکا پس از بروز رکود بزرگ در ایالات متحده در سال ۱۹۲۹ میلادی) را نیز به عنوان نمونهای در آن چارچوب گنجاند و مصداق وجود طبقه مدیریتی در آمریکا دانست. با این وجود، میتوان یک نقص را در گنجاندن نیودیل توسط برنهام به عنوان بخشی از انقلاب مدیریتی وارد دانست. انقلاب مدیریتی در آمریکا از مدتها پیش از نیودیل یعنی از عصر ترقیخواهی (دورهای از کنشگری اجتماعی و اصلاح سیاسی – اجتماعی در آمریکا در فاصله سالهای ۱۸۹۰ تا ۱۹۲۰ میلادی) آغاز شده بود. در عصر ترقی خواهی تجارتهای بزرگ به تخصصهای تکنوکراتیک مترقی پیوستند تا صنایع را به هزینه مصرف کننده مالیات دهنده کارتلیزه کنند. نیودیل در سوسیالیسم جنگی وودرو ویلسون که تنها با پایان جنگ متوقف شد قابل پیشبینی بود. یکی از جنبههای مهم این کارتلیزاسیون تجاری، بانکداری مرکزی بود.
