وقتی بحرانهای بیرونی یا تنشهای خانوادگی آرامش خانه را میبلعند، کلمات ساده از کارکرد اصلی خود خارج شده و همچون جرقههایی در انبار باروت، بهانهای برای انفجارهای پیدرپی عاطفی میشوند.
مهسا زحمتکش

از منظر روانشناسی تکاملی، وقتی انسان در شرایط بحرانی قرار میگیرد، سیستم عصبی او در وضعیت «گوشبزنگی» دائمی قرار میگیرد. در این حالت، مغز به جای پردازش منطقی دادهها، به دنبال شناسایی تهدید است. در خانهای که با بحران خارجی مانند ترس از جنگ یا بحران داخلی مانند طلاق یا ورشکستگی روبروست، آستانه تحمل افراد به شدت پایین میآید و پدیدهای به نام «نشت هیجانی» رخ میدهد. به این معنا که اضطرابِ ناشی از آن مشکل بزرگ، در مسائل کوچک و روزمره سرریز میشود.
