
اقتصاد۲۴- «در الگوی هابز که تاثیری ژرف بر فلسفۀ سیاسی ما برجا گذاشته است، قراردادی که قدرت و اختیارات را به حاکم تفویض میکند مبتنی است بر پیشفرض ترس متقابل و جنگ همه علیه همه. دولت آن نیرویی است که دقیقا برای پایانبخشیدن به ترس میآید. اما در دولت امنیتی (Security State) این چارچوب وارونه میشود: دولت دائماً بر ترس شهروندان استوار است و باید این ترس را به هر قیمتی حفظ کند، چون کارکرد و مشروعیتش را از آن میگیرد.» جورجو آگامبن، وضعیت استثنایی
ایران امروز در وضعیتی بحرانی به سر میبرد؛ بحرانی که در طی بیش از چهار دهه از گذشت انقلاب همواره وجود داشته و بازتولید شده است. اما انباشت بحرانهای متعدد در سالهای اخیر به صورتی هولناک با بحرانهای پیشین متفاوت است. بنابر پژوهشی که در سال ۱۴۰۰ در فصلنامه مطالعات راهبردی انتشار یافت، ایران در سالهای اخیر با ۳۷ بحران بزرگ، از جمله تحریمهای فلجکننده، رابطه پر تنش بینالمللی، موازیکاری نهادی، گرانی مسکن، کسری بودجه، تورم فزاینده، بحران بیکاری، رکود اقتصادی، رشد آسیبهای اجتماعی، فقر گسترده، شکاف دولت و ملت، فضای بسته سیاسی، بحران محیط زیست، مهاجرت شهروندان و… مواجه است.
دیگر حتی در میان محافظهکاران نیز کمتر کسی را میتوان یافت که از بحران فراگیر کشور نگوید و ننالد. البته تصدیق وجود بحران به خودی خود ارزشی ندارد و مهم مواجهه با بحرانهاست. در حالی که شرایط بحرانی کشور زیست و نیروی حیات میلیونها شهروند را متاثر کرده و تحلیل برده است، برای گروهها و افرادی از اصحاب قدرت فرصتی بوده تا منافع سیاسی و اقتصادی خود را تضمین کنند. به همین دلیل از امتداد بحران و ایجاد آن استقبال کرده و به ندرت در پی رفع و رجوع بحرانها حرکت کردهاند.
