
استفاده مکرر دونالد ترامپ، رئیسجمهور اسبق آمریکا، از ادبیات سخیف، ناسزاگونه و تهدیدهای افراطی مانند «برگرداندن ایران به عصر حجر»و یا عنوان بی شرمانه حرامزده، علیه ایرانیان، در محافل روانشناسی سیاسی و رفتارشناسی راهبردی، نه به عنوان نشانهای از قدرت، بلکه به مثابه «اعتراف به ناتوانی و خروج ابتکار عمل» از دست واشنگتن تفسیر میشود.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک،کارشناسان معتقدند در تئوریهای رفتاری، هنگامی که یک رهبر یک ابرقدرت به جای ابزارهای نظامی و دیپلماتیک، به فحش و ناسزا پناه میبرد، این رفتار نشاندهنده فروپاشی چارچوبهای ذهنی و واکنش به «ناکامی راهبردی» است. بر اساس فرضیه «ناکامی-پرخاشگری»، ترامپ در برابر پدیدهای ایستاد که نه با تحریمهای حداکثری فروپاشید و نه با ترور فرماندهانش متوقف شد؛ ایران با نشان دادن «اقتدار غیرقابل پیشبینی»، عملاً مسیرهای معمول فشار آمریکا را مسدود کرده است.
تحلیلگران رفتارشناسی تأکید میکنند که یک قدرت مسلط در میدان جنگ، هرگز به ادبیات خیابانی و رکیک متوسل نمیشود.اما وقتی اهرمهای نظامی، اطلاعاتی و اقتصادی یک ابرقدرت کارایی خود را از دست میدهد، آخرین سلاح باقیمانده «تحقیر لفظی» است که خود ضعف شدید قدرت بازدارندگی را نشان میدهد.
