
اقتصاد۲۴- امروز «بنزین» دیگر صرفاً یک فرآورده نفتی یا سوخت خودرو نیست؛ کلیدواژهای نگرانکننده و ابربحرانی چندوجهی است که سایه سنگین خود را بر تمام ابعاد زیست اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایرانیان انداخته است. هر زمان که سخن از ناترازی انرژی، کسری بودجه، یا اصلاح قیمت سوخت به میان میآید، لرزه بر تن سیاستگذاران و عموم جامعه میافتد. سخنان اخیر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، درباره غیرمنطقی بودن فروش بنزین یارانهای در شرایط کسری شدید بودجه، بار دیگر این زخم کهنه را باز کرد و کشور را در برابر این پرسش سخت و مهم قرار داد که چگونه به این بنبست رسیدیم و چرا قیمت سوخت در ایران به آتشی زیر خاکستر تبدیل شد؟
برای درک ابعاد اسفناک شرایط کنونی – از کسری روزانه دهها میلیون لیتر بنزین و واردات سنگین با ارز آزاد گرفته تا حراج منابع ملی و درآمد ریالی در برابر هزینههای دلاری- نباید به تصمیمات مقطعی سالهای اخیر بسنده کرد. ریشه اصلی این تورم انباشته، قاچاق گسترده و شوکدرمانیهای دردناک، به یک تصمیم شتابزده، سیاسی و پوپولیستی در زمستان سال ۱۳۸۳ بازمیگردد؛ روزهایی که مجلس اصولگرای هفتم به ریاست غلامعلی حدادعادل و رهبری فکری چهرههایی، چون احمد توکلی، طرحی موسوم به «تثبیت قیمتها» را تصویب کرد و سنگی را به چاه انداخت که دو دهه است هیچ دولتی نتوانسته آن را بیرون بکشد.
