
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در سلسله «شبهات معاد»، میکوشیم با نگاهی عقلانی و مبتنی بر آموزههای اسلامی، به پرسشهای مطرح در این زمینه پاسخ دهیم.
اگر از قرآن کریم بپرسیم ریشه اصلی انکار قیامت چیست، پاسخ آن تنها یک دلیل نیست. قرآن نشان میدهد که انکار معاد معمولاً از دو منشأ سرچشمه میگیرد:
گاهی انسان با یک شبهه فکری روبهروست و گاهی خواستههای نفسانی مانع پذیرش حقیقت میشود. به تعبیر دیگر، گاهی مشکل در اندیشه است و گاهی در انگیزه.
وقتی قدرت خدا را با توان انسان میسنجیم
شاید برخی از کسانی که معاد را انکار میکنند، لزوماً از روی لجاجت این کار را نمیکنند؛ بلکه تصورشان این است که زنده شدن دوباره انسان، پس از آنکه بدنش به خاک و استخوان تبدیل شد، اساساً شدنی نیست.
در ذهن آنان این پرسش شکل میگیرد که چگونه ممکن است ذرات پراکنده یک انسان، بار دیگر کنار هم قرار بگیرد و همان شخص دوباره زنده شود؟ قرآن این سؤال را پنر دلهایشان نشسته است.(مطففین، آیه ۱۴)
جالب آنکه قرآن در سوره «قیامت» هر دو منشأ انکار معاد را در کنار یکدیگر مطرح میکند.
در چهار آیه نخست، به شبهه فکری پاسخ میدهد و میفرماید: سوگند به روز قیامت و سوگند به نفس لوّامه، آیا انسان گمان میکند ما استخوانهای پراکنده او را گرد نمیآوریم؟ آری، ما حتی بر این تواناییم که سرانگشتان او و شیارهای دقیق آن را همانند گذشته بازسازی کنیم.
سپس در آیات پنجم و ششم، پرده از انگیزه پنهان بسیاری از منکران برمیدارد و روشن میکند که مشکل آنان همیشه کمبود دلیل نیست؛ بلکه گاهی انسان میخواهد بدون دغدغه حسابرسی، آزادانه هرگونه که خواست زندگی کند.
از همین رو با لحنی انکارآمیز میپرسد: «قیامت چه وقت است؟»
بنابراین، از نگاه قرآن، انکار معاد همیشه از یک منشأ سرچشمه نمیگیرد؛ گاهی ریشه آن، ناتوانی در درک قدرت بیپایان خداوند است و گاهی دلبستگی به زندگی بیقید و گریز از مسئولیت.
قرآن هر دو مانع را با استدلال و گفتوگو برطرف میکند و راه را برای پذیرش آگاهانه حقیقت هموار میسازد.
منبع: کتاب پرسمان قرآنی معاد، مرکز فرهنگ و معارف قرآن
