
بحرین که در دورههای مختلف تاریخی بخشی از قلمرو ایران و از مناطق مهم خلیج فارس بهشمار میرفت، در آبان ۱۳۳۶ بهعنوان استان چهاردهم ایران معرفی شد؛ بااینحال، حکومت محمدرضا شاه پهلوی کمتر از ۱۳ سال بعد، با پذیرش نتیجه نظرخواهی محدود سازمان ملل، از پیگیری رسمی حاکمیت تاریخی ایران بر این مجمعالجزایر عقبنشینی کرد.
روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۴۹، نمایندگان مجلس شورای ملی گزارش دولت و نتیجه اعلامشده از سوی سازمان ملل را تصویب کردند. در این فرایند، برخلاف یک همهپرسی عمومی، رأی مستقیم تمام مردم بحرین اخذ نشد و نماینده دبیرکل سازمان ملل تنها با شماری از شخصیتها، گروهها و نمایندگان بخشهایی از جامعه بحرین گفتوگو کرد.
بحرین در مرداد ۱۳۵۰، همزمان با پایان سلطه رسمی بریتانیا بر این منطقه، استقلال خود را اعلام کرد. ازاینرو، جدایی بحرین را باید حاصل مجموعهای از عوامل تاریخی، گسترش نفوذ استعمار بریتانیا در خلیج فارس و تصمیم حکومت پهلوی برای چشمپوشی از حقوق تاریخی ایران دانست؛ تصمیمی که از همان زماردیبهشت ۱۳۴۹ گزارش دولت و نتیجه اعلامشده از سوی سازمان ملل را بررسی کردند.
اکثریت نمایندگان با موضع دولت موافقت کردند و به این ترتیب، حکومت پهلوی نتیجه نظرخواهی محدود سازمان ملل را پذیرفت. این تصمیم در عمل به معنای عقبنشینی رسمی دولت وقت از پیگیری حاکمیت تاریخی ایران بر بحرین بود.
بااینحال، همه نمایندگان با این تصمیم موافق نبودند. مخالفان استدلال میکردند که دولت و مجلس نمیتوانند بدون مراجعه مستقیم به ملت ایران و بدون برگزاری یک همهپرسی واقعی در بحرین، از حقوق تاریخی کشور صرفنظر کنند. آنان همچنین شیوه نظرخواهی سازمان ملل را ناقص و تحت تأثیر بریتانیا و حکومت آلخلیفه میدانستند.
در مقابل، دولت هویدا مدعی بود که پذیرش گزارش سازمان ملل از ایجاد درگیری جلوگیری میکند و به یکی از مناقشات طولانی ایران با کشورهای منطقه پایان میدهد.
رأی مجلس شورای ملی در اردیبهشت ۱۳۴۹ به معنای اعلام فوری استقلال بحرین نبود. بحرین بیش از یک سال بعد، در ۱۴ اوت ۱۹۷۱ پایان ترتیبات قراردادی خود با بریتانیا را اعلام کرد و در ۱۵ اوت همان سال، برابر با ۲۴ مرداد ۱۳۵۰، استقلال خود را اعلام کرد. این کشور سپس به عضویت سازمان ملل متحد درآمد.
