«بادیگارد» انقلابیترین لوح سینمایی حاتمیکیاست، حالا آنقدر شِکوههای فیلمش اوج میگیرد که قهرمان را در مسیری جز مسیر خون نمیتوان ترسیم کرد، گویا واقعا دهه مربیهای فیلمهای حاتمیکیا گذشته است.
سوره سینما– صادق فرامرزی: «بادیگار» آخرین فیلم ابراهیم حاتمیکیاست اما جدیدترین فیلم او نیست، بلکه امتداد و حتی امتزاجی است از سینمایی که او ۱۸سال پیش در قالب «آژانس شیشهای» شروعش کرد و در «روبان قرمز»، «موج مرده»، «به نام پدر» و «گزارش یک جشن» ادامهاش داد و آن را در «چ» با سینمای قبل از آژانس آمیخت و «بادیگارد» را ماحصل تمامی آنها قرار داد؛ پس بیراهه نیست اگر «بادیگارد» را پازلی بدانیم که هر قسمت آنرا باید در فیلمی از سینمای حاتمیکیا جستجو کرد.
«بادیگارد» مانند قبل ادامهروی همان سینمای دیالکتیکی حاتمیکیاست. سینمایی که مخاطب بیش از سرانجام به انجام موقعیتها نظر دارد. سینمایی که در آن «موقعیت» حرف حساب اصلی را میزند و خود هموار از دو «تز» و «آنتیتز» بوجود میآید. بحث تقابل دو نیروی متضاد پدیدهای جدید در قالب درام نیست که بخواهیم بخاطر آن حاتمیکیا را صاحب سبک و ایده لقب دهیم، اما آنچه که سینمای او را برای ما یک سینما پیشرو و یگانه میکند دو ویژگی اختصاصی است:
