عصر ایران؛ احمد فرتاش – در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، نارضایتی اجتماعی پدیدهای مزمن و فراگیر است. بحرانهای اقتصادی، فساد، ناکارآمدی اداری، محدودیتهای سیاسی و شکاف فزاینده میان دولت و جامعه، بارها موجهایی از اعتراض و خشم عمومی ایجاد کردهاند. با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان داده است که وجود نارضایتی گسترده، الزاماً به شکلگیری یک بدیل سیاسی منسجم منجر نمیشود. در بسیاری موارد، حکومتها با بحران مشروعیت مواجه میشوند، اما اپوزیسیون نیز از بحران اعتماد رنج میبرد.
بخش مهمی از تحلیلهای رایج، همهچیز را به سرکوب سیاسی تقلیل میدهند. تردیدی نیست که ساختارهای اقتدارگرا در خاورمیانه، امکان سازمانیابی آزاد و فعالیت حزبی پایدار را محدود میکنند، اما مسئله فقط این نیست. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد حتی در مقاطعی که فضای سیاسی بازتر میشود یا حکومتها دچار بحران میشوند، اپوزیسیونها اغلب قادر نیستند خود را بهعنوان یک نیروی جایگزین قابل اعتماد معرفی کنند. فاصله میان نارضایتی اجتماعی و تولد یک آلترناتیو سیاسی، بسیار بیشتر از چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد.
یکی از مهمترین مشکلات، بحران سازماندهی است. در بسیاری از کشورهای منطقه، اپوزیسیون بیش از آنکه متکی به نهادهای پایدار سیاسی باشد، بر شبکههای پراکنده، چهرههای رسانهای یا موجهای احساسی کوتاهمدت تکیه دارد. در عصر شبکههای اجتماعی، بسیج ا const safeId = encodeURIComponent(selectedItem.id);
container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();
