
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، دورهی خلافت امیرالمؤمنین علیبنابیطالب علیهالسلام از پیچیدهترین مقاطع تاریخ صدر اسلام است. در ظاهر، جامعه اسلامی یکپارچه به نظر میرسید، اما در واقع لایههایی از تضادهای فکری، منافع قبیلهای و برداشتهای متناقض از دین درون آن شکل گرفته بود؛ تضادهایی که سالها انباشته شده و در زمان حکومت ایشان بروز یافت. در این بین، جابهجایی جایگاه «دشمن درونی» با «دشمن بیرونی» یک خطای جدیِ تحلیلی است؛ خطایی که اگر رخ دهد، مسئله اصلی از فساد ساختاری داخلی به تهدیدهای بیرونی تقلیل پیدا میکند و در نتیجه، ریشههای انحراف نادیده گرفته میشود.
بنابر روایت تسنیم، چهار سال نبرد امیر مؤمنان معطوف به دشمنان خارجی نبود بلکه در برابر مفسدان داخلی بود. نسبت دادن تمام مشکلات به یک عامل خارجی و یا معادلسازی دشمنان امیر مؤمنان با مصادیق خارجی، ضمن اینکه سبب تحریف تاریخ میشود، میتواند مانع فهم دقیق از ریشههای انحرافات شود. بنابراین ضمن آنکه باید تهدیدهای بیرونی را باید شناخت، مهمتر از آن، نسبت به انحرافهای درونی، فسادهان جامعهی دینی سر برمیآورند.
از مجموع این سه جنگ (جمل، صفین و نهروان) تصویری روشن باقی میماند: علی علیهالسلام با فساد اقتصادی، امتیازطلبی اشرافی، قدرتطلبی قبیلهای و نیز برداشتهای افراطیِ متحجرانه مقابله کرد. هر سه جبهه، به شکلی متفاوت، از مسیر عدالت اصیل اسلامی فاصله گرفته بودند؛ یکی گرفتار دنیاطلبی، دیگری سلطهخواهی سیاسی و سومی در دام ظاهربینی دینی.
نتیجهای که از این رویدادها میتوان برای امروز برداشت کرد، نه جنبهی سیاسی دارد و نه معطوف به گروهی خاص، بلکه یک اصل اخلاقی و اجتماعی است: هر جامعهای زمانی به سلامت میماند که همزمان با دو نوع آسیب مبارزه کند که شامل فساد ساختاری و ظاهربینی دینی است. تاریخ علوی یادآور میشود که عدالت، شفافیت و اخلاقگرایی، همیشه نیازمند ایستادگیاند؛ حتی در برابر کسانی که در ظاهر اهل دیناند، اما مسیرشان از حقیقت عدالت فاصله گرفته است.
