چرا امامان خودشان در مورد خود اعتقادي به “مفترض الطاعه بودن” نداشتند؟

اينجا هم رواياتي از كتب شيعه آورده ايد كه دلالت دارد خود امامان شيعه هم به "امام واجب الاطاعه" بودن خود ، معتقد نبوده اند و خود را حجت خدا نمي شمرده اند...

۱۳۹۴/۰۸/۲۶ ۱۶:۲۸

اينجا هم رواياتي از كتب شيعه آورده ايد كه دلالت دارد خود امامان شيعه هم به “امام واجب الاطاعه” بودن خود ، معتقد نبوده اند و خود را حجت خدا نمي شمرده اند…

امامان خودشان در مورد خود اعتقادي به "مفترض الطاعه بودن نداشتند؟

[ اعتراف به لزوم تقيه: و اگر راست باشد هم دليلش ترس آنها از چماق شماست!]
نه تنها راويان بلكه خود ائمه نيز به امامت خودشان معترف نبوده اند!! لف: «عن سعيد الأعرج أنه قال:كنا عند أبي عبد الله فاستأذن رجلان، فأذن لهما فقال أحدهما: أفيكم إمام مفترض الطاعة ؟ قال جعفر: ما أعرف ذلك فينا !قال: بالكوفة قوم يزعمون أن فيكم إماماً مفترض الطاعة، وهم لا يكذبون أصحاب ورع واجتهاد.. منهم عبد الله بن يعفور وفلان وفلان، فقال أبو عبد الله: ما أمرتهم بذلك، ولا قلت لهم أن يقولوه ! ثم قال: فما ذنبي ! واحمر وجهه وغضب غضباً شديداً، قال: فلما رأيا الغضب في وجهه قاما فخرجا .. » (رجال الكشي: ص427 سعيد بن الاعرج مي گويد:«ما نزد ابي عبدالله بوديم كه دو مردي اجازه دخول خواستند به آنها اجازه ورود داده شده .يكي از آنها سوال كرد آيا بين شما امام واجب الاطاعه اي هست» امام صادق مي گويد: «خير من كسي را در بينمان نمي شناسم.» مرد گفت:« در كوفه اقوامي هستند كه مي گويند در بين شما امام واجب الاطاعه وجود دارد وآنها دروغ نمي گويند اهل راي واجتهادند و از آنها عبدالله بن يعفور وفلان وفلان هستند.» امام صادق مي گويد: «يح اولي است.
علاوه بر آن مي گوييم كه بنا بر روايات فراوان و عيان تاريخ در زمان پيامبر و امامان و بعد از آن تا به حال افراد زيادي در لباس دوست و دشمن به جعل حديث در تاييد اعتقادات خود و در نفي اعتقادات طرف هاي مقابل از زبان افراد مورد اعتماد از شخص پيامبر و امامان گرفته تا اصحاب و … ، پرداخته و با سند هاي به ظاهر معتبر و قابل قبول به خورد جامعه داده اند. اين جعل حديث متاسفانه فقط مربوط به يك گروه يا يك حوزه نيست؛ بلكه از همه گروه ها و در همه حوزه ها افرادي بوده اند كه به اغراض مختلف جعل حديث كرده و مي كنند از اين رو پيامبر و اهل بيت ايشان با اعلام اين كه سخنان فراواني به دروغ به ايشان نسبت داده شده و خواهد شد، از امت خواستند تا احاديثي كه به آنان نسبت داده مي شود را در صورت معتبر بودن سند به قرآن عرضه كنند و اگر با قرآن و برهان قطعي عقلي و مباني يقيني روايي مخالف نبود، بپذيرند و گر نه با وجود معتبر بودن سند، بدان توجه نكنند.
بنا بر اين صحيح نيست كه با ارائه چند روايت از كتب شيعه ، مطلبي را به امامان يا به شيعيان نسبت دهيم همچنان كه خود شما قبول نداريد صرفا به جهت وجود رواياتي در بعض موضوعات در كتب شما ، اهل سنت و امامانشان را معتقد به مضمون آن روايات بدانيم.
اين روايات بر فرض درست بودن سند، يا جعلي اند يا در شرايط تقيه صادر شده اند و به مضمون چند روايت ضعيف نمي توان معتقد شد و ادله فراوان و معتبر و صريح عقلي و نقلي را وانهاد. 
 

منبع  : مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

برای مشاهده کامل مطب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *