
به گزارش خبرآنلاین روزنامه جوان نوشت: بسیاری از تحلیلها بر مسائل امنیتی و نظامی متمرکز میشوند، اما واقعیت این است که اسرائیل تنها با یک تهدید مشخص مواجه نیست، بلکه در حال پیگیری یک پروژه بلندمدت برای تثبیت برتری مطلق خود در غرب آسیاست. در چنین چارچوبی، پایان کامل تنشها لزوماً با منافع راهبردی این رژیم سازگار نیست.
اسرائیل از نخستین روزهای تأسیس خود، صرفاً به دنبال بقا نبوده است. بقا، نقطه آغاز بوده است، نه نقطه پایان. راهبرد اصلی، تبدیل شدن به قدرت برتر و تعیینکننده منطقه بوده است. در این مسیر، هر قدرت مستقلی که بتواند مانع شکلگیری هژمونی اسرائیل در منطقه شود، به عنوان یک چالش راهبردی تعریف شده است. از این منظر، مسئله اصلی فقط ایران نیست، بلکه هر بازیگری است که مانع انحصار قدرت این رژیم در منطقه شود.
در ادبیات سیاسی منطقه، سالهاست که درباره ایده «اسرائیل بزرگ» یا گسترش نفوذ از «نیل تا فرات» بحث میشود. فارغ از اختلاف دیدگاهها درباره تفسیر تاو را میتوان «مدیریت بحران» نامید، نه «حل بحران». در این راهبرد، تهدید باید وجود داشته باشد، اما کنترل شود. بحران باید ادامه پیدا کند، ولی از کنترل خارج نشود. دشمن باید تضعیف شود، اما لزوماً نابود نشود، زیرا گاهی وجود یک تهدید مدیریت شده، بیش از حذف کامل آن برای یک بازیگر راهبردی سودمند است. بر این اساس، فهم رفتار اسرائیل بدون توجه به اهداف بلندمدت آن ممکن نیست. اگر هدف صرفاً امنیت باشد، صلح پایدار بهترین گزینه است. اما اگر هدف، برتری منطقهای، گسترش نفوذ، حذف رقبا و تبدیل شدن به قدرت بلامنازع غرب آسیا باشد، آنگاه تداوم تنش به یک ضرورت راهبردی تبدیل میشود. از این منظر، مخالفت با پایان کامل تنشها صرفاً یک تاکتیک نیست، بلکه بخشی از یک محاسبه کلان برای حفظ برتری و جلوگیری از ظهور یا تداوم قدرتهای مستقل در منطقه است.
17302
