
شکست استقلال مقابل پیکان، نشانهای از بحران عمیق در ساختار باشگاه، اختلاف مدیریت و آشفتگی روانی تیم بود.
شفافترین تصویر از شکست استقلال را میتوان از صحبتهای ریکاردو ساپینتو تماشا کرد. این واقعیت که پیروزی حق پیکان بوده و تیم او با عملکرد فاجعهبار در دستگردی، سزاوار تحمل درد و رنج این ناکامی است.نمایش یکشنبه تیم ساپینتو چیزی فراتر از نشاندادن کم و کاستیها و ایرادات است و نمیتوان آن را تنها به نکات فنی مسابقه ارتباط داد. آشفتگی و نابسامانی عجیبی که از سوت آغاز با بازیکنان استقلال همراه بود، نهتنها باگذشت زمان بهتر نشد بلکه هر چه بیشتر به پایان بازی نزدیک میشدیم، نمود بیشتری پیدا میکرد.آبیها نه به لحاظ ذهنی و نه از نظر فنی آماده چنین نبردی نبودند.
اما چرا تیم ساپینتو که معمولاً روی چمنهای هموار، فوتبال بدی بازی نمیکند و توپ را خوب به گردش درمیآورد، به یکباره حتی از ردوبدل کردن چند پاس ساده عاجز میشود؟یکی از نکات مهم اتخاذ شیوه نامناسب برای این بازی بود. این طور که به نظر میرسید یکی از پلنهای اصلی آبیپوشان برای باز کردن دروازه حریف، جدای از نفوذهای همیشگی آسانی و کوشکی، ارسال توپهای بلند در عمق دفاع پیکان بود که به جز مواردی معدود نتوانست خطر خاصی برای تیم دقیقی ایجاد کند. در دقایق پایانی هم که شاگردان ساپینتو زمان و نتیجه را ازدسترفته میدیدند، رو به بازی مستقیم آوردند که طبیعتاً این هم با وجود مدافعان سرزن پیکان نمیتوانست برای استقلال که بیهدف به درودیوار میزند، نتیجهبخش باشد.
