از دوستان زیادی که در حال اندیشه‌ورزی، تولید ایده و یا ایجاد استارتاپ هستند جملاتی در مورد مقایسه آن‌ها با افرادی که مسیر دیگری را انتخاب کرده‌اند شنیده‌ام. مثلا جملاتی از این دست که خانواده‌ام مرا با فلانی که سواد درست و درمان ندارد مقایسه می‌کنند و می‌گویند او یک خانه خرید، ماشینش را عوض کرد، خانه را بازسازی کرد اما تو هیچ پیشرفتی نکرده‌ای و در حال درجا زدن هستی.

قبلا این موضوع را به ایراداتی در دستگاه ادراکی یا ارزشی این افراد (اطرافیان اندیشمندان) نسبت می‌دادم و فکر می‌کردم این افراد قدر علم را نمی‌دانند و یا ارزش علم را درک نمی‌کنند. اما به نظر می‌رسد تبیین بهتری برای این موضوع وجود داشته باشد.

واقعیت این است که ذهن انسان عادت به موفقی امروز و به خصوص استارتاپ ها معنا دارد. در دنیای استارتاپ ها بیشتر حالت همه یا هیچ حاکم است. تمام سهم بازار در اختیار یک یا چند استارتاپ قرار دارد.

این الگو که اساس شکل‌گیری استارتاپ ها است به صبر طولانی و مقاومت در برابر موفقیت‌های کوتاه و لحظه‌ای نیاز دارد. بنابراین همه و از جمله سرمایه‌گذاران باید بتوانند اجازه آزمایش کردن و شکست را به استارتاپ ها بدهند و با فشار برای موفقیت لحظه‌ای آن‌ها را در دام معمولی شدن گرفتار نکنند. موفقیت استارتاپ مرهون امید بسیار و توان بالا برای مقابله با جامعه و نظام بازخورد آن است. یعنی باید بتوانید در برابر کسانی که از شما موفقیت مستمر می‌خواهند مقاومت کنید و امید داشته باشید که موفقیت نهایی برایتان اتفاق بیفتد!

منبع: اکوموتیو