10 آبان 1400 – 09:36
بعد از تماشای سریال نه قسمتی «بازی مرکب» فرصتی دست داد چند قسمت پایانی فصل دوم سریال «دیدن» را نیز تماشا کنم. حیرت عجیبی داشتم از این همآوایی در بین دو سریال که هیچ یک تقدم و تاخری بر دیگری ندارند و منِ مخاطب هستم که بنا بر دلایلی آنها را در بازه زمانی مشترک نگاه میکنم.

روزنامه اعتماد نوشت: قسمت آخر سریال «دیدن» آنچنان صحنههای خونین و کشت و کشتار دارد که با برخی سکانسهای بازی مرکب همخوانی دارد. هر چند داستان تخیلی آن سریال درباره نابینایی است و پسابینایی را مدنظر قرار میدهد و دنیایی را ترسیم میکند که از همه علوم و دانش سیراب شده و پا به جهان تاریکی مینهد؛ ولی آنچه مشاهده میشود کماکان از بین بردن دیگری و هم نوع فصلالخطاب زیست آدمی است. انسانی که پوست و گوشت است و در این زیستن مصیبتبار آماده است به هر نحوی خویشتن را از پل پیروزی عبور دهد. بازی مرکب تکانهای است به انسانهای معاصر؛ آنانی که در هر وانفسایی خویش را میبینند و بس. برای دقایق و ساعاتی خوش بوران نقشه زندگی میکشند. گویی بیراه نبود و نیست و نخواهد بود که از قدیم میگفتند دنیا را چند نفر میگردانند و هر چه بخواهند انجام میدهند در پس پرده و این دموکراسیها و استبدادها نیز سویه ظاهری هستند برای پیشبرد لختی آسایش این گروه ناپیدا. قصد میکنند در امریکا و اروپا آزادی نسبی باشد؛ در آفریقا گروههای واپسگرا؛ در آسیا طالبان و داعش و القاعده باشند و همه اینها در لوای خوش بودن آنان است و بس.
ای کاش سازندگان این سریال به فکر فصلهای بعدی نباشند؛ چون که آش را از اینکه هست بیشتر شور میکنند. ما میدانیم در این بازی همه بازیچهایم؛ چه در بازیای چون مکعب چه در بازی اصلی زندگی. بیشتر از این به رویمان نیاورید با مدیوم سینما و تلویزیون که چقدر برای سنت و دلار و یوآن و وون و ریال، حاضریم از همه عبور نماییم. بسمان بود این سریال در این روزگار محنتبار…!
انتهای پیام
