چرا آزاد سازی منابع بلوکه شده ایران، افتخار ملی است؟!

به دلایل متعدد، توافق مذکور از نگاه منافع ملی، دستاورد انکارناشئنی است. دستاوردی که هم حاصل هم افزایی دستگاه‌های مختلف درگیر در مسائل مربوط با سیاست خارجی و امنیت ملی است و هم در بخش‌هایی ناشی از تلاش‌هایی است که در دوران گذشته، انجام شده و اینک به ثمر نشسته است.

تابناک _ آزادسازی منابع مالی بلوکه شده ایران در کشور‌های خارجی در روز‌های اخیر، موضوعی است که درباره آن در محافل رسانه‌ای بحث‌های فراوانی شده است. متاسفانه پیرامون این موضوع نیز دو قطبی خاص جامعه ایرانی شکل گرفت و هر دو طرف این دستاورد ملی را با بحث‌های سیاسی بی ثمر، به موضوعی جناحی فرو کاستند؛ یک گروه این توافق را به عنوان ابزار و موفقیت این دولت و عامل برتری این دولت نسبت به دولت قبل تلقی کردند و در مقابل طرفداران دولت سابق با فرو کاستن این توافق به توافقی دیر هنگام و با ضرر و زیان، این دستاورد ملی را نادیده انگاشتند. اما حقیقت این است که به دلایل متعدد، توافق مذکور از نگاه منافع ملی، دستاورد انکارناشدنی است؛ دستاوردی که هم حاصل هم افزایی دستگاه‌های مختلف درگیر در مسائل مربوط با سیاست خارجی و امنیت ملی است و هم در بخش‌هایی ناشی از تلاش‌هایی است که در دوران گذشته، انجام شده و اینک به ثمر نشسته است.

چرا می‌گوییم توافق اخیر و آزادسازی دارایی‌های ایران یک دستاورد ملی است؟ 

به چند نکته در این باره می‌توان اشاره کرد؛

۱- یکی از مهم‌ترین ضروریات برای افکار عمومی جهت پاسداشت منافع ملی، داشتن حافظه تاریخی است؛ حافظه‌ای حتی نه چندان بلند! ماه‌های پایانی سال گذشته و پس از ناآرامی‌های کشور، مقامات دولت آمریکا و دولت‌های غربی برای اعمال فشار به ایران، در تریبون‌های مختلف مدعی بودند که هیچ گونه گفت و گویی با ایران در هیچ موضوعی نخواهند داشت. آنان اصل طرف گفت‌وگو قرار دادن ایران را انکار می‌کردند، چه رسد به اینکه بخواهند منابع ایران را آزاد کنند. اما کمتر از یک سال بعد، اینک خبر این است که منابجی کشور را به جای اجماع سازی و مجتمع کردن مردم حول منافع مشترک، به ابزاری جهت منکوب کردن رقیب تبدیل می‌کنند. این روند همچنان در دولت‌های مختلف در حال تکرار است و اتفاقا جایی است که جناح‌های سیاسی در آن کاملا ثابت قدم هستند!

این روند جایی و زمانی باید با ابتکار و فداکاری به پایان برسد؛ عقول همه جریان‌های سیاسی باید با گفتگو به مجموعه‌ای از حداقل‌های مشترک در حوزه منافع ملی دست یابند و خطوط قرمز منافع مردم را با دقت و وسواس رعایت کنند. همانگونه که برای رقیب یا دشمن، جناح‌های داخلی ایران تفاوتی نمی‌کنند و در دشمنی با همه آنان ثبات قدم دارند، جریان‌های سیاسی نیز باید متوجه این معنا باشند که حوزه سیاست خارجی حوزه اجماع ملی است و نه دعوای سیاسی. این رفتار لازم است تمرین شود؛ بدون تمرین فهم اجماع در سیاست خارجی، ما هر روز با دو قطبی‌های زیان بار و بی جهت، منافع مردم و کشور را قربانی دعوا‌های سیاسی خواهیم کرد.

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *