روزی که جهان نقشهاش را عوض کرد
روز جمعه، ۴ سپتامبر ۲۰۲۶، مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامهای را با عنوان «تصحیح نقشه» به رأی گذاشت. این قطعنامه که توسط کشور غربآفریقایی «توگو» از سوی اتحادیه آفریقا (۵۴ کشور عضو) ارائه شده بود، از دولتها، مدارس، سازمانهای بینالمللی و شرکتهای فناوری میخواست که استفاده از نقشههای مبتنی بر «تصویر مرکاتور» را کنار گذاشته و به جای آن از روش «برابری زمین« استفاده کنند. این روش که در سال ۲۰۱۸ توسط گروهی از نقشهنگاران بینالمللی توسعه یافته بود، مساحت واقعی قارهها را با دقت بسیار بیشتری نسبت به روش ۴۰۰ ساله مرکاتور نشان میدهد. نتیجه رأیگیری شگفتانگیز بود: ۱۶۴ کشور رأی مثبت، ۶ کشور (استونی، گرجستان، لیتوانی، مولداوی، صربستان و اوکراین) رأی ممتنع، و تنها یک کشور رأی منفی: ایالات متحده آمریکا. در این میان اوکراین به این دلیل که نقشه پیشنهادی، شبهجزیره کریمه بهعنوان «سرزمین مورد مناقشه» نمایش داده شده بود به آن رای ممتنع داد، چرا که نمیخواست با رأی مثبت، این وضعیت را تأیید کرده باشد.
مخالفت آمریکا
نماینده آمریکا در سازمان ملل، «یارینا فرنتسویچ»، در سخنرانی پیش از رأیگیری، این قطعنامه را «تمسخر اهداف و کارکرد این نهاد» خواند و گفت آنچه «تلاشی بیضرر برای بهروزرسانی تناسبهای نقشه» به نظر میرسد، در واقع بخشی از «یک پروژه ایدئولوژیک بسیار بزرگتر و رادیکالتر» است. او تأکید کرد که اشاره قطعنامه به «عدالت شناختی» و «جبران خاطرات» دقیقاً همان چیزی است که «دلیل از دست دادن اعتبار این نهاد» شده است. با این حال، نگاه دیگری دارند. در نقشه مرکاتور، مناطقی که به قطبها نزدیکتر هستند، بسیار بزرگتر از اندازه واقعی خود نشان داده میشوند. به عنوان مثال، گرینلند در این نقشه هماندازه آفریقا به نظر میرسد، در حالی که آفریقا در واقعیت ۱۴ برابر گرینلند است. در نقشه جدید، آمریکا و اروپا «کوچکتر» و آفریقا، آمریکای جنوبی و جنوب آسیا «بزرگتر» دیده میشوند. به بیان سادهتر، برای نخستین بار در تاریخ نقشهنگاری مدرن، «جنوب جهانی» در اندازه واقعی خود دیده میشود و «شمال» برتری بصری خود را از دست میدهد. «روبر دوسه»، وزیر امور خارجه توگو، در سخنرانی خود پیش از رأیگیری گفت: «نقشهها درک ما از جهان را شکل میدهند. آنها آموزش را هدایت میکنند، تخیل را غنی میسازند و بر ادراک جمعی تأثیر میگذارند. یک جهان عادلانه با یک نقشه عادلانه آغاز میشود».
دو روی سکه تصمیم اروپا
نکته جالب توجه، جایگاه فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی در این ماجراست. در حالی که آمریکا تنها رأی منفی را ثبت کرد، فرانسه نهتنها به این قطعنامه رأی مثبت داد، بلکه «ژان- نوئل بارو»، وزیر امور خارجه این کشور، درست در روز رأیگیری اعلام کرد که فرانسه «استفاده از تصویر مرکاتور را در نقشههای دیپلماتیک خود کنار خواهد گذاشت». او گفت: «تغییر نقشه بهوضوح جهان را تغییر نمیدهد، اما تصحیح یک ارائه تحریفشده، خود اقدامی برای دفاع از حقیقت است». برخی تحلیلگران این اقدام فرانسه را تلاشی برای جلب نظر کشورهای مستعمره سابق خود در آفریقا تفسیر کردند. اما این همرأیی اروپا با قطعنامه سازمان ملل، به معنای همراهی با سیاستهای کلی آمریکا نیست. چرا که با روی کار آمدن ترامپ، مجموعهای از اقدامات در پیش گرفته شده است که در تضاد کامل با منافع اروپا و روح این قطعنامه است. برای اروپاییها رأی مثبت به قطعنامه سازمان ملل هزینهای ندارد؛ زیرا این اقدام صرفاً یک حرکت نمادین برای جلب رضایت کشورهای جنوب جهانی و جبران خطاهای تاریخی است. اما اقدامات ترامپ، تهدیدی عینی برای تمامیت ارضی متحدانشان محسوب میشود؛ گرینلند بخشی از خاک دانمارک (عضو اتحادیه اروپا) است، کانادا یک کشور مستقل مشترکالمنافع با پادشاه انگلستان است، و کانال پاناما برای اقتصاد اروپا حیاتی است. پس رأی مثبت اروپا به سازمان ملل، در واقع یک سیگنال سیاسی به ترامپ بود که: «ما با بازنگری در نمادهای کهنهی سلطه موافقیم، اما با توسعهطلبی سرزمینی و قلدریِ تمامعیار تو مخالفیم».
بازتعریف جهان از دریچه نگاه ترامپ
خیلی وقت نیست که، ترامپ در شبکه اجتماعی خود نقشهای منتشر کرد که در آن نام «خلیج مکزیک» به «خلیج آمریکا» تغییر یافته بود. این اقدام، تداوم فرمان اجرایی او در ژانویه ۲۰۲۵ بود که در نخستین روز بازگشتش به کاخ سفید، همین تغییر نام را اجباری کرده بود. هفته بعد، او فرمان دیگری برای تغییر نام «دریاچه انتاریو» در کانادا به «دریاچه آمریکا» امضا کرد. سپس نوبت به «تنگه هرمز» رسید؛ ترامپ پیشنهاد داد این آبراه استراتژیک به «تنگه ترامپ» تغییر نام یابد. و در ۶ سپتامبر، او در شبکه اجتماعی خود پیشنهاد تغییر نام ایالت «نیومکزیکو» به «نیو آمریکا» (نیو امریکا) را مطرح کرد و روز بعد، ۷ نقشه مختلف با همین عنوان منتشر نمود. اما تغییر نامها تنها بخشی از ماجرا بود. ترامپ در ماههای گذشته بارها از ایدههای الحاقطلبانه سخن گفته بود: ضمیمه کردن کانادا به عنوان پنجاه و یکمین ایالت آمریکا، تصاحب گرینلند از دانمارک، بازپسگیری کانال پاناما، و حتی لزوم کنترل نظامی بر کوبا. در اوایل سپتامبر ۲۰۲۶، او نقشهای منتشر کرد که در آن مکزیک، کانادا، گرینلند، کوبا و بخشی از کشورهای کارائیب، همگی زیر پرچم آمریکا نشان داده شده بودند.
تقابل چندجانبهگرایی و یکجانبهگرایی سلطهطلب
در نگاه نخست، قطعنامه سازمان ملل برای کنار گذاشتن نقشه مرکاتور و اقدامات ترامپ در تغییر نامهای جغرافیایی، دو پدیده کاملاً بیربط به نظر میرسند. اما در واقعیت، این دو روی یک سکهاند؛ سکهای که روی آن «نبرد بر سر روایت و تعریف جهان» نقش بسته است. قطعنامه سازمان ملل، یک اقدام چندجانبهگرا و برابریخواهانه بود. ۱۶۴ کشور با رأی خود اعلام کردند که دوران تحریف بصری جهان به نفع غرب به پایان رسیده است. این قطعنامه تلاشی بود برای زدودن نگاه استعماری از ذهن بشر و بازگرداندن «عدالت نقشهنگاری» به کشورهایی که قرنها در سایه تصویری تحریفشده از خود دیده بودند. اما اقدامات ترامپ دقیقاً در جهت مخالف این روحیه است. او با رویکردی یکجانبهگرا و مبتنی بر «حقِ قدرت» (نه قدرتِ حق)، میگوید: «من به تنهایی تعیین میکنم که این منطقه چه نامی داشته باشد و متعلق به کیست.» رأی منفی آمریکا به قطعنامه سازمان ملل، در واقع اعلامی بود که این کشور زیر بار هیچ نهاد فراملی و هنجار جهانی که بخواهد روایتهایش را تغییر دهد، نمیرود.
نتیجهگیری
قطعنامه ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ سازمان ملل، هرچند غیرالزامآور بود، اما پیامی روشن به جهان فرستاد: دوران تحریف بصریِ نفعمندانه به پایان رسیده است. در سوی دیگر، اقدامات ترامپ در تغییر نام خلیج مکزیک و پیشنهاد تغییر نام تنگه هرمز، نشان داد که هنوز نیروهایی در پی بازتعریفِ یکجانبه جهان به سود خود هستند. رأی ۱۶۴ کشور در برابر تنها رأی منفی آمریکا، شکاف عمیق میان «نظمِ چندجانبهگرایِ مبتنی بر واقعیت» و «یکجانبهگراییِ سلطهطلب» را آشکار ساخت. اروپا با رأی مثبت خود، میان این دو موضع ایستاد؛ تغییری نمادین را پذیرفت، اما هرگونه توسعهطلبی زورمدارانه را مردود شمرد. شاید به حق، وزیر خارجه توگو گفته بود: «یک نقشه عادلانه، جغرافیا را تغییر نمیدهد؛ اما نگاه ما به جهان را دگرگون میکند».
احمد رشیدی نژاد- پژوهشگر ژئوپلیتیک
