در بیش از چهار دههای که از پیدایش و آغاز به کار سینمای دفاع مقدس میگذرد، چندین نسل از کارگردانان ایرانی در این ژانر سینمایی فعالیت کردهاند و فیلمهای پرشماری را با کیفیتهای متفاوت از خود به یادگار گذاشتهاند
جوان آنلاین: در بیش از چهار دههای که از پیدایش و آغاز به کار سینمای دفاع مقدس میگذرد، چندین نسل از کارگردانان ایرانی در این ژانر سینمایی فعالیت کردهاند و فیلمهای پرشماری را با کیفیتهای متفاوت از خود به یادگار گذاشتهاند. در یک تقسیمبندی کلاسیک، فیلمسازان فعال در حوزه دفاع مقدس را میتوان به سه نسل دستهبندی کرد. نسل اول، کارگردانانی که اصولاً سینمای دفاع مقدس را بنا نهادند، در همان سالهای ابتدایی شروع جنگ تحمیلی، از جمله ساموئل خاچیکیان، رسول ملاقلیپور، سیفالله داد، ابراهیم حاتمیکیا، جمال شورجه و سعید حاجی میری. نسل دوم، آنهایی که عمدتاً در دههای ۷۰ و ۸۰ پا در این عرصه گذاشتند و فیلمساز دفاع مقدسی شدند که مثالشان میشود احمدرضا درویش، انسیه شاهحسینی، علی شاهحاتمی، کمال تبریزی، شهریار بحرانی، سعید سهیلی، عبدالحسن برزیده، مسعود دهنمکی و محمدعلی باشه آهنگر، و نسل سوم، فیلمسازان اغلب جوانی که در یک دهه اخیر سودای ساخت فیلم دفاع مقدسی را در سر داشتهاند و البته تعدادشان از دو نسل قبلی به شکل محسوسی کمتر است، شاید به تعداد انگشت فقط؛ هادی حجازیفر، بهرام توکلی، منیر قیدی، محمدحسین مهدویان و نرگس آبیار و یکی دو اسم دیگر. نکته قابل تأمل اینکه کارگردانان متعلق به نسل سوم عموماً تنها یک فیلم یا در شکل خوشبینانه دو اثر را در ژانر دفاع مقدس ساختهاند و اصولاً یا دیگر شانس و موقعیت فیلمسازی را نداشتهاند یا به گونههای دیگر سینمایی از جمله اجتماعی و حتی کمدی متمایل شدهاند. مداقهای دوباره بر کارنامه فیلمسازی کارگردانان نسل سوم سینمای دفاع مقدس به یک برداشت فراگیر منتج میشود. همین آثار معدود این فیلمسازان جوان بیش و کم همگی فیلمهای توانمند و برخورداری هستند. به عبارت دیگر، کارگردانان متعلق به نسل سوم سینمای دفاع مقدس نشان داده و ثابت کردهاند که علیرغم جوانی و کمتجربگی، اگر فرصت برایشان مهیا باشد میتوانند آثار نمایشی قابل تأمل و ماندگاری را در حوزه دفاع مقدس از خود به یادگار بگذارند. در اینجا نگاهی کوتاه و گذرا به کارنامه نحیف به لحاظ کمی، اما پربار از نظر کیفی کارگردانان نسل سوم سینمای دفاع مقدس داریم.
بهرام توکلی، تصویر عریان جنگ
هر چند بهرام توکلی با ملودرامهای اجتماعیاش مانند بیگانه، من دیگو مارادونا هستم، اینجا بدون من و غلامرضا تختی شناخته میشود، اما با فیلم «تنگه ابوقریب» نشان داد که اگر فضا و امکانات فراهم باشد در ژانر دفاع مقدس هم حرفهای زیادی برای گفتن دارد. توکلی با محمل قرار دادن ماجرای واقعی مقاومت گردان عمار لشکر ۲۷ محمد رسولالله در برابر لشکر زرهی عراق در واپسین روزهای دفاع مقدس، روایتی متفاوت و به شدت صادق و ملموس را از جنگ ارائه میدهد. نگاه عریان و بدون فیلتر توکلی به جنگ، مخاطب را با واقعیات آشنا میکند، حتی اگر زمخت و غیرقابل هضم باشد. این کارگردان البته در پس این روایت بی پرده و مقرون به واقعیت، نگاهی بس انسانی دارد، به مفهوم مقاومت و با فاصله گرفتن از آرمانگراییهای غلو شده و شعاردهیهای افراطی مرسوم در برخی از فیلمهای دفاع مقدسی، چهرهای واقعی از جنگ و مناسباتش را در پیش روی مخاطب قرار میدهد. توکلی که علاوه بر کارگردانی، نویسنده فیلمنامه تنگه ابوقریب هم است، با شخصیتپردازی درست، رزمندگان را انسانهایی فداکار و از جان گذشته، اما واقعی و در دسترس به تصویر میکشد. با وجودی که بنمایه قصه در خط مقدم میگذرد و اتفاقاً توکلی کوشیده تا در حد امکان، خشونت و سبعیت جنگ را بدون تعارف بازسازی کند، اما متأثرین از جنگ نیز در فیلم مغفول نماندهاند و به روابط خانوادگی و اجتماعی رزمندگان نیز توجه شده است. تنگه ابوقریب به لحاظ جلوههای ویژه و طراحی صحنههای جنگی نیز یک اثر ممتاز بهشمار میرود و یک سر و گردن از اغلب فیلمهای دفاع مقدسی بالاتر میایستد.
منیر قیدی، نگاه زنانه به جنگ
