از قدیم دو سنت تفکر، شامل تفکر ایستاگرایی و تفکر پویشی وجود داشت. مدل نگاه اکثر انسانها در بیشتر اوقات تفکر ایستاگرایی است. یک ویژگی این تفکر این است که در آن، پدیدهها را شی انگاری(thingificate) میکنیم. به بیان دیگر از کودکی عادت داریم به پدیدههای ساده و پیچیده پیرامون خودمان، یک نام نسبت میدهیم و از شناخت خودمان در مورد آنها، به رضایت و اطمینان خاطر دست پیدا میکنیم.
به دلیل اینکه بسیاری از چیزهای پیرامون ما، مثل قاشق و چنگال پدیدههایی با مصادیق مشخص و پرتکرار هستند، وقتی به کودک یاد میدهیم اسم چیزی چنگال است و استفاده از آن چطور است، این دانش برای یک عمر، نیازهای زندگی او را تامین میکند. در نتیجه تفکر ایستاگرایی در اغلب اوقات باعث میشود تفکر انجام شود و انسان وقت خودش را صرف مسائل مهمتر زندگی بکند.
