
اقتصاد۲۴- انتصاب اسماعیل سقاباصفهانی بهعنوان معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی در اوج ناترازی انرژی، با موج گستردهای از انتقاد از سوی حامیان دولت پزشکیان روبهرو شد. استعفای چهرههایی همچون دکتر فیاض زاهد در شورای اطلاعرسانی به دلیل اعتراض به این انتخاب و نزدیکی سیاسی سقاب به حلقههای دولت قبل، بیاعتمادی اولیه را تشدید کرده است. اما مسئله فقط «برند» یا «سرمایه اجتماعی» شخص سقاب نیست؛ میدان مینِ نهادی-سیاسی در برابر هر رئیس این سازمان مفروض است، حتی اگر مقبولیت عمومی بالایی داشته باشد.
سقاب از نزدیکان مرحوم رئیسی در مدیریت آستان قدس رضوی در مشهد بود که با وی از مشهد به تهران آمد. اما امروز حلقه فکری و ایدهپردازش که رئیسجمهور اشاره کرد آنها را بهتر از بقیه دید، کسانی همچون صادق الحسینی و علی مروی، رئیس اندیشکده کسبوکار دانشگاه شریف هستند. ایده اصلی این تیم، حذف قیمتگذاری در عرصه انرژی و اتکا بر عرضه و تقاضای بازار است. احتمالا برای مهار شوک تورمی این ایده سیاستهای توزیع سهام شرکتهای نفتی و گازی را مدنظر دارند که عامه مردم با سهامدارشدنشان در افزایش قیمت حاملهای انرژی منتفع شوند. این یک مورد عجیب است.
طبیعتا یک نفر از حلقه مرکزی تیم رئیسی باید به اقتصاددانهایی همچون صمصامی و جبراییلی گرایش پیدا میکرد، نه مروی و صادق الحسینی و دانشگاه شریف. در واقع از دنده پایداری راست لیبرال برخاسته. سقاب نماد این گرایش عجیب در سیاست و اقتصاد ایران است. اما آیا او میتواند با اسطوره قیمتگذاری در ساختار تصمیمگیری ایران مقابله کند؟ او بهدرستی در مصاحبهاش گفته که اصلاح سیاستهای انرژی ایران یک فرصت بزرگ جهش است. اما آیا این فرصت به تهدیدی عظمی بدل نمیشود؟ سقاب با صادق و علی آیا میتواند کلیت ساختار سیاسی را به اجرای حذف قیمتگذاری مجاب کند؟ اعتیاد ساختاری به قیمتگذاری دستوری که از دهه ۱۳۶۰ به ستون مشروعیت نظام بدل شده و رقابت نهادها بر سر رانت انرژی ارزان. آیا سقاب میداند که این موانع، هر طرحی را به «اصلاح نمایشی» تبدیل میکند؟ سقاب در مصاحبه اخیرش اعتراف کرد: «ما استاد وررفتن با مسئلهایم؛ تولید را افزایش دادیم، اما مصرف را مدیریت نکردیم». اما آیا میتواند از این چرخه خارج شود، یا قربانی «دو اراده متضاد» (تجاریسازی یا کنترل) خواهد شد؟
