برخلاف آشوبهای نیمه اول دهه ۷۰ که همگی ریشه در مشکلات اقتصادی و معیشتی داشت، حادثه کوی دانشگاه کاملاً سیاسی و با تحریک دانشجویان رقم خورد. علاوه بر این اغتشاشات قبلی تقریباً با سکوت خبری همراه بودند؛ اما اخبار مربوط به حادثه کوی دانشگاه، هر لحظه از سوی برخی رسانههای داخلی و خارجی پوشش داده میشد. به گونهای که برخی روزنامههای موسوم به اصلاحطلب به واسطه انعکاس چنین اخباری، در روز دو یا سه چاپ جداگانه داشتند!
جوان آنلاین: تحلیلگران دهه ۷۰ را، در وجه سیاسی، اجتماعی و اقتصادیاش، با اغتشاشات، آشوبها و تبعات سیاسی پس از آن به یاد میآورند. نقطه اوج اینگونه حرکتها، حادثه کوی دانشگاه تهران بود. البته پیش از آن و در نیمه اول دهه ۷۰، برخی حرکتهای اعتراضی که ماهیت اقتصادی داشت؛ شکل گرفته بود. در واقع با پایان جنگ، دولت وقت تصمیم گرفت تا اصل را بر توسعه اقتصادی قرار دهد. این در حالی بود که با وجود خیل عظیم بیکاران، برنامههای دولت سازندگی از مسیر عدالت اقتصادی و فرهنگی عبور نمیکرد. همین مسئله موجب شد؛ تا روزبهروز فاصله طبقاتی در کشور بیشتر و واکنشهایی برپایه تورم ۵۰ درصدی در چند شهر شکل گیرد. نخستین اعتراضات، مربوط به نهم و دهم خرداد ۱۳۷۱ در شهر مشهد است. این اعتراض که کم کم چهره آشوب به خود گرفت؛ از کوی حاشیهنشین طلاب آغاز و به سرعت به مرکز شهر سرایت کرد! لذا برای دریافت شرایط اجتماعی دهه ۷۰، بهتر است ابتدا به بررسی علل اعتراضات نیمه نخست این دهه بپردازیم. چراکه فاصله طبقاتی ایجاد شده در دولت سازندگی به نوعی سرآغاز فاصله گرفتن بخشهایی از جامعه دولتمردان بود.
آغاز واکنشها از کوی طلاب مشهد!
در محدوده خیابان طبرسی مشهد و در مجاورت حرم امام هشتم (ع)، محلهای با قدمتی ۶۰ ساله قرار داشت؛ که به کوی طلاب مشهور بود. زمین این محله را آیتالله میرزاحسین فقیه سبزواری، از علمای حوزه مشهد، در سال ۱۳۳۸ برای اسکان طلاب بیبضاعت حوزه این شهر، از آستان قدس رضوی (ع) اجاره کرده بود. البته با این شرط که طلاب به مدت ۲۰ سال، از پرداخت اجاره معاف بوده و شروع اجاره به شرط تملیک، از آغاز سال بیست و یکم باشد. این زمین به ۲ هزارو ۵۰۰ قطعه کوچک تقسیم و به شیوه قرعهکشی، در اختیار طلاب جوان حوزه مشهد قرار گرفت. آیتالله سبزواری، در زمان حیات، برای فراهم ساختن امکانات شهری این محله تلاش بسیاری کرد، ولی با مرگ وی در سال ۱۳۴۷، این محله عملاً به حال خود رها و با گذشت زمان، به بزرگترین مرکز حاشیهنشینان مشهد مبدل شد. طلاب ساکن محله، کمکم خانههایشان را به افراد دیگری فروختند و ترکیب محله متنوعتر شد. از طرفی با پیروزی انقلاب اسلامی، توسعه حرم رضوی نیز در دستور کار تولیت قرار گرفت. در این میان کوی طلاب، از جمله گزینههای مسئولان شهر مشهد برای اجرای طرح توسعه حرم رضوی بود. این مسئله، اما به محل مناقشه اهالی و مسئولان شهر مشهد مبدل شد. این کشمکشها ادامه داشت تا اینکه در نهم خردادماه ۱۳۷۱، علی جنتی استاندار وقت خراسان، دستور تخریب بخشی از کوی طلاب و دیگر مناطق حاشیه حرم را صادر کرد. این اقدام موجب درگیری میان مأموران و اهالی کوی طلاب شده و در جریان این واقعه، یک کودک دانشآموز کشته شد. مرگ این کودک، آتش خشم اهالی کوی طلاب را بیشتر کرد و موجب پیوستن اهالی دیگر محلات شهر به معترضین شد. با گسترش اعتراضات و طی چند ساعت، کلانتری ۳ و ۴ مشهد به دست عدهای تسخیر شده و با مسلح شدن عدهای، شهر از کنترل نیروهای امنیتی و انتظامی خارج گشت. در جریان این درگیریها، چندین بانک و مؤسسه اقتصادی وابسته به آستان قدس رضوی به آتش کشیده و ساختمان شهرداری و چندین ساختمان دولتی دیگر نیز غارت شد. پس از دو روز شورش و شهادت چند نفر از مأموران و مردم عادی، غائله خاتمه مییابد. اما علی جنتی به رغم ارتباط نزدیکش با مرحوم هاشمی رفسنجانی رئیسجمهور وقت، از سمت استانداری خراسان عزل و به تهران فراخواند میشود.
غائله در اسلامشهر
