* متن زیر چکیده یادداشت «چرا؟!» در کتاب فتنهی تغلب است؛ برای مطالعه متن کامل آن میتوانید کتاب را از اینجا تهیه کنید.
* وقتی ورق برگشت
انتخابات ریاستجمهوری در سال ۸۸ بعد از مقطعی برگزار شد که ایران موفّقیّتهایی در عرصههای مختلف به دست آورده بود. برای مثال در بحث منطقهای در دوران پس از جنگ ۲۲ روزه و بویژه جنگ ۳۳ روزه بودیم که جبههی مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی به پیروزی شگرفی رسیده بود و دوست و دشمن به نقش تعیینکنندهی جمهوری اسلامی در به ثمر رسیدن آن، معترف بودند. از سوی دیگر، پایداری ملّت و نظام در پیشبرد دانش هستهای و موفّقیّتهای غیر قابل تصوّری که در این خصوص به دست آمده بود، جمهوری اسلامی ایران را در شرایط ممتازی از نظر طرفهای خارجی ـ حتّی دولتی مثل آمریکا ـ قرار داده بود. غربیها به محوریّت آمریکاییها به این نتیجه رسیده بودند رویّهای که در رابطه با ایران در پیش گرفتهاند موفّق نیست و باید آن را عوض کنند؛ از این رو، چند ماه قبل از برگزاری انتخابات، آقای سولانا مرتّب با طرفهای ایرانیاش تماس میگرفت، فرانسه در خردادماه از وزیر خارجهی کشورمان برای سفر به آن کشور دعوت رسمی کرد، کشورهای دیگر ازجمله آلمان هم شروع کردند به دعوت کردن. دولت آمرو غربیها شروع کردند به لُغُز خواندن برای ایران. دبیرکلّ حزب مردمسالاری [۲]میگوید: «پیش از انتخابات سال ۸۸ برای شرکت در اجلاس اقتصادی مرتبط با کشورهای آسیایی و ماوراء قفقاز به لهستان رفتم و یک سال بعد نیز مجدّداً در همان اجلاس شرکت کردم، دیدم نوع نگاهها و مباحث مرتبط با جمهوری اسلامی ایران در سال ۸۹ نسبت به سال گذشته فرق کرده است و بهخاطر حوادث پس از انتخابات، الکی به مواضع ما گیر میدهند و معلوم بود که آن حوادث به اقتدار ما در حوزهی سیاست خارجی خیلی ضربه زده است».
