
اقتصاد ۲۴– در این مطلب آمده است؛
«۱. جوامعی نظیر ایران با انواعی از نابرابری دست و پنجه نرم میکنند که عوامل مختلفی از جمله ماهیت نهادهای سیاسی و اقتصادی، مسیرهای تاریخی طیشده تا امروز، سیاستهای اعمالشده در چند دهه گذشته، شرایط بینالمللی و تصمیمهای مدیران در آن نقش داشتهاند.
۲. ایران در حال حاضر با ۵ مسأله کلان مواجه است که ظرفیت تبدیلشدن به بحران را دارد: نخست تحریم و آثار آن که تاکنون به دلیل عدم سوءاستفاده تحریمگران و جنگافروزان اقتصادی، از آثار تحریم سخنی گفته نشده، اما امروز که آمریکا و حتی رئیسجمهور آن به شکست تحریم اعتراف کرده، برای درک درست و سیاستگذاری مناسب میتوان به ابعاد آن اشاره کرد. تحریم و جنگ اقتصادی، اندازه اقتصاد را کوچک و امکان سرمایهگذاری جدید و توسعه اشتغال را با مشکل روبهرو کرده و فقر ناشی از تحریم بر فقر ساختاری بیش از پنج دههای ایران اضافه شده است. دوم مسأله کروناست که حتی کشورهای با اقتصاد پویا را با مشکل روبهرو ساخته است، به طور طبیعی بر کشور در حال گذار و تحریمزده ایران تأثیر منفی بیشتری گذاشته است. سه میلیون شغل آسیبدیده و بیش از یک میلیون بیکار، با در نظر گرفتن ضریب خانوار اینان پدیدهای نیست که بتوان از کنارش بهراحتی گذشت؛ چنان که کرونا خود بهتنهایی میتواند هر جامعهای را نامتعادل کند. سوم خشکسالی و کمآبی است. این عامل طبیعی هم بر بستر سیاستهای آبی ناپایدار گذشته از چند دهه قبل امتداد یافته، اما در سالهای اخیر به اوج رسیده و آثار آن امروز زندگی، درآمد و معیشت بخش اعظمی از جوامع محلی بخصوص مناطق متکی بر کشاورزی را تحت تأثیر قرار داده است.
بیشتر بخوانید: بی آبی خوزستان تقصیر کدام رئیسجمهور است؟
