پیشنهاد وزارت آموزش و پرورش برای انتقال ۲ هفته تعطیلی به نیمه دوم آذر یا دی همراه با افزودن همان ۱۴ روز به تابستان، یک بازچینش واقعبینانه است که سلامت دانشآموزان را در روزهای آلوده حفظ و پیوستگی آموزشی را هم تضمین میکند
جوان آنلاین: آذر و دی در تقویم کلانشهرهای کشور، معنایی فراتر از آغاز زمستان دارند. این دو ماه، فصل انباشتهشدن مشکلاتی هستند که سالهاست تکرار میشوند، اما هر بار سنگینتر ظاهر میشوند؛ آلودگی هوای ماندگار که شاخصهای آن، هفتهها در مرز هشدار میایستد و خشکسالی مزمن که حتی در سردترین روزهای سال هم پنهان نمیماند. این وضعیت نهتنها سلامت شهروندان، بلکه ریتم زندگی و آموزش را نیز به هم میریزد. کلاسها نیمهکاره برگزار میشوند و دانشآموزان با سرفه و سردرد درس میخوانند.
دیگر آن روال معمول و همیشگی، پاسخگوی شرایط امروز نیست. هر بار که موج تازهای از آلودگی از راه میرسد، این واقعیت را به رخ میکشد که تقویم آموزشی کنونی برای شهری طراحی شده که وجود خارجی ندارد، شهری با زمستانهای پرباران، هوای پاک و شرایط پایدار؛ شهری که با کلانشهرهای امروز، فاصله بسیار زیادی دارند.
آذر و دی عملاً به فصلی برای معلق ماندن آموزش تبدیل شدهاند، دورهای که نه تعطیلیاش برنامهریزی شده و نه آموزش در آن کیفیت لازم را دارد. معلمان میگویند درس خواندن در روزهای آلوده بیشتر ثبت حضور دانشآموزان است تا یادگیری. والدین هر صبح با تردید تصمیم میگیرند کودکشان را راهی مدرسه کنند یا در خانه نگه دارند و مسئولان هم، میان سلامت عمومی و حفظ برنامه درسی، ناچارند هر چند روز یک بار تصمیمهای کوتاهمدت بگیرند! این چرخه فرسایشی، سؤالی را در میان افکار عمومی ایجاد کردهاست، اینکه وقتی میتوان پیشبینی کرد که بحران در کدامین روزها و کدام ماه شدت بیشتری دارد، چرا تدبیری اساسی برایش اندیشیده نمیشود؟ چرا اجازه میدهیم هر سال به بحران برسیم و ناگهان بیبرنامه، آموزش را مختل میکنیم؟
شاید انتقال بخشی از تعطیلات تابستانی به روزهای اوج آلودگی هوا بتواند وضعیت را بهتر کند؛ یعنی به جای آنکه مدارس در گرمترین و کمفشارترین روزهای سال، سه ماه کامل تعطیل باشند، دو هفته از این تعطیلی به زمانی منتقل شود که شهر واقعاً به آن نیاز دارد، زمانی که نفس کشیدن دشوار است و کلاسهای درس به محیطی پرخطر برای سلامت کودکان و نوجوانان تبدیل میشوند.
