یادداشت مهمان، محمد همدانی، پژوهشگر گروه نظام حکمرانی اندیشکده حکمرانی شریف؛ تیتر رسانهها؛ «امروز، نمایندگان مجلس با تصویب ماده ۳ طرح ملی هوش مصنوعی، با تشکیل «سازمان ملی هوش مصنوعی» بهعنوان یک سازمان مستقل موافقت کردند». البته این خبرها تازه نیستند. یک رسانه خبر میدهد که «طرح ملی هوش مصنوعی در مجلس یک گام جلو رفت»، فردا دیگری مینویسد «بررسی طرح متوقف شد تا شورایعالی فرهنگی تکلیف را روشن کند». ساعتی بعد، «برنامه تقسیم کار ملی هوش مصنوعی» ابلاغ میشود و کمی دیرتر، «شورای ملی راهبری» با ترکیبی تازه اعلام موجودیت میکند. در ظاهر، کشور در حال دویدن است؛ اما هر که چشم بر زمین عمل بدوزد، میبیند ما دور باطل طی میکنیم. دولت ساز خود را مینوازد و مجلس ساز دیگری. شوراهای عالی نیز سمفونی تعارضات است. در نهایت، دستاوردی جز سندنویسیهای بیپایان و تشتّت نهادی حاصل نمیشود؛ نتیجه، انبوه کاغذها و عدم بهرهمندی از پنجره فرصت هوش مصنوعی است. اگر سیاستگذاری در سطح نهادسازی بیپایان و بیرویه بماند، پنجره فرصت توسعه از دست خواهد رفت. البته توسعه فناوریای همچون هوش مصنوعی – که همزمان انقلابی، راهبردی و همهمنظوره است – بدون تجمیع قدرت و اختیار ممکن نیست و کشور نیازمند نهاد مرکزی و استراتژی واحد است؛ اما خطای بزرگ سیاستی، انتظار بدون عمل و اقدمات بسترساز تا تشکیل نهاد مدنظر است. پس باید مسیر دیگری را همزمان گشود؛ مسیری که از پایینبهبالا ساخته میشود و راهبرد را از دل عمل میپروراند.
پیروزیهای کوچک در توسعه هوش مصنوعی
